تهران/ خبرگزاری آناتولی
هفت نفر از سیاستمداران و تحلیلگران ایرانی؛ شامل احمد توکلی، مصطفی تاجزاده، عمادالدین باقی، صادق زیباکلام، محمدعلی وکیلی، محمد زارع فومنی و فاطمه ذوالقدر در گفتگو با خبرگزاری آناتولی ترکیه از سرنوشت ایران بعد از درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی سخن گفتند.
وی در هشتم ژانویه 2017 در سن 82 سالگی درگذشت. به گفته حسینعلی امیری معاون رئیس جمهور ایران جنازه او توسط حداقل 2.5 میلیون نفر تشییع و سپس در مقبره آیت الله خمینی بنیاگذار نظام جمهوری اسلامی ایران به خاک سپرده شد.
احمد توکلی: از جناح اصولگرای سنتی، نماینده چهار دوره مجلس شورای اسلامی و وزیر اسبق کار ایران:
سیاست ایران با فوت هاشمی رفسنجانی با تغییر خاصی مواجه نخواهد شد. اگر فضای سیاسی ایران طبق الگوی مراسم تشییع جنازه رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام پیش برود، شاهد تنش خاصی بین جناحهای مختلف سیاسی نخواهیم بود. ممکن است اختلافات میان جناحها تشدید شود اما بدون شک تنشی در کار نخواهد بود.
درگذشت هاشمی را بر انتخابات ریاست جمهوری آینده تاثیرگذار خواهد بود. نبودن آقای هاشمی موضع آقای حسن روحانی را تضعیف می کند چرا که او جدیترین حامی خود را از دست داده است و این چالش مهمی برای رئیس جمهور خواهد بود.
سیاست منطقه ای ایران نیز تغییری نخواهد کرد چون آقای هاشمی در زمان حیات خود هم همیشه از مقاومت حمایت میکرد و معتقد بود ایران باید حامی مقاومت در منطقه باشد.
- مصطفی تاجزاده معاون وزیر کشور در دولت محمد خاتمی و عضو شورای مرکزی حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی:
در ایران بدون هاشمی تهدیدها و فرصتهای جدیدی به وجود می آید. خوشبختی ما این است که مراسم باشکوه تشییع ایشان در سراسر ایران قوت قلبی بود برای همه کسانی که طرفدار شعار دموکراسی در ایران و صلح در منطقه هستند و ایران را برای همه می خواهند.
امیدوارم همه و همه، از رهبری نظام تا تک تک مردم، پیام این اجتماع عظیم را دریافت کنند. اجتماعی که در آن همه با گرایشهای متفاوت شرکت کردند و مثل یک دموکراسی پخته یکدیگر را تحمل کردند و همه در آن شعار خود را دادند بدون آنکه کسی دیگری را تکفیر کند. این مهم است که در این مراسم ته از شعار مرگ بر فتنه گر خبری بود و نه از شعار مرگ بر دیکتاتور.
فقدان هاشمی به طور بالقوه مستعد افزایش تنش میان جناحهاست، چرا که او سعی می کرد اصطکاکی میان جناحهای سیاسی ایران اتفاق نیافتد. تصور میکنم که تقریبا همه جناحها در ایران متوجه شده اند شرایط در داخل و خارج بسیار خطیر است و نباید کار خطایی انجام بدهند و جامعه را به تنش بکشانند.
ما مشکلات زیادی داریم، البته امکانات زیادی هم داریم و برای گذار از این مرحله سخت و رفع مشکلات هیچ چارهای جز همراهی با یکدیگر نداریم. من معتقدم همه جناحها به جز یک اقلیت بسیار کوچک تندرو، به ضرورت گفتوگو و آشتی ملی که شعار آقای دکتر روحانی نیز است پایبند خواهند بود.
هم میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر خواهد بود و هم میزان حمایت از آقای روحانی، چرا که مثل 37 سال گذشته مردم هر وقت با یک شوک جدید و یک خلاء مواجه میشوند میدانند که خودشان باید به صحنه بیایند و مشکل را برطرف کنند.
ما فاقد احزاب نیرومند هستیم که بتوانند جای اشخاص را پر کنند. در طول این چهار دهه مردم توانسته اند خلأ احزاب را پر کنند. بنابراین انتخابات به سود آقای روحانی خواهد بود و این چیزی است که جناح مقابل هم رسما و صریحا به آن اعتراف دارد.
سیاست های جمهوری اسلامی ایران در منطقه را به رغم تاثیر برجام در عرصه بین الملل، منفی می دانم. البته آمریکا، اروپا، عربستان و حتی ترکیه خطاهای به مراتب بزرگتر از ما مرتکب شده اند. در ایران این آمادگی وجود دارد که به تدریج به سمت ترک اشتباهات خود پیش برویم و به جای دفاع از یک فرد یا یک رژیم خاص، طبق خط کلی آتش بس و صلح پایدار در منطقه پیش برویم.
-عمادالدین باقی روزنامه نگار پیشکسوت و بنیانگذار کمیته دفاع از حقوق زندانیان در ایران:
شخصیتهایی مثل اکبر هاشمی رفسنجانی با مرگشان تمام نمی شوند و سایه شان تا مدتها بر سر تحولات سیاسی کشور باقی خواهد ماند. در بعضی رسانه ها دیدم طوری بحث شد که گویی با درگذشت ایشان خلأ خاصی ایجاد خواهد شد. البته این سخن تا حدی درست است، اما این بدین معنی نیست که جریان اصلاحطلبی در ایران با رخوت و رخنه مواجه میشود.
جریان اصلاح طلبی در ایران خیلی عمیق و ریشه دار است و حتی می شود گفت همین قوت و ریشه دار بودن جریان اصلاحات در ایران بوده است که آقای هاشمی و برخی شخصیتها را با خود همراه کرده است. از آنجا که جریان اصلاحات خیلی عمومی شده و به کف خیابانها آمده است، بعید میدانم در نبود آقای هاشمی با مشکل عمده ای روبرو شود.
برعکس جناح مقابل که دستش از سرمایه های انسانی و چهره های فرزانه و موجه خالی است، اما جبهه اصلاحات در ایران دارای شخصیتهای محبوب و خردگرای فراوانی است و درگذشت شخصیتهایی مانند آیت الله منتظری و در رتبه بعدی آقای هاشمی، این اثر را دارد که اهمیتشان بیشتر شناخته میشود و تفکرشان بیشتر رسوخ میکند و نیروهایی را تکثیر میکند.
در حال حاضر در ایران جناح بندی به معنای کلاسیک خودش وجود ندارد و آرایش نیروها در ایران به هم خورده است. ما در ایران دیگر همچون گذشته دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا نداریم؛ من ترجیح میدهم جناحهای سیاسی ایران را به سه دسته «اصولگراهای بااصول»، «اصولگراهای بی اصول» و «اصلاح طلب» تقسیم کنم.
برخی اصولگراهای با اصول با اصلاح طلبان اختلاف نظری دارند اما تنشها و تضادهای عملی ندارند. در یک رویکرد عمیق تر میتوان گفت اکنون در ایران یک جناح داریم که فقط قدرت برای او اصالت دارد ( اصولگرایان بی اصول) و جناح دیگری که در برابر قدرت است.
میشود گفت جناحی داریم که در سطوح مختلفی از حمایت حقوق شهروندی قرار دارد و جناح دیگری وجود دارد که مخالف حقوق بشر و حقوق شهروندی است. اگر این قرائت را بپذیریم باید بگوییم بین این دو جناح همیشه تنش وجود داشته و خواهد داشت.
رحلت آقای هاشمی فی نفسه نمیتواند افزایش تنش بین جناح قدرت و جناح حامی حقوق شهروندی را در پی داشته باشد. به زبان دیگر میتوانم بگویم اصلا بسیاری از مشکلاتی که برای آقای هاشمی به وجود میآمد درنتیجه همین تنش بین این دو جناح بود.
حضور هاشمی میتوانست در معادلات سیاسی از جمله انتخابات ریاست جمهوری آینده مؤثر باشد اما من فکر میکنم شیوه تشییع جنازه و رفتارهای مردم در آن نشان میدهد حتی مرگ آقای هاشمی هم بر آینده انتخاباتی ایران اثر می گذارد.
این تشییع جنازه نشان می دهد کسانی که می خواهند با اعمال زور و قدرت و رد صلاحیت انتخابات آینده را تحت تاثیر قرار دهند، بدون شک از طرف عموم مردم با واکنش مواجه شده و هزینه های بسیاری تحمیل خواهد شد.
تلقی اکثر سیاستمداران منطقه ای از آقای هاشمی مثبت است و او را شخصیتی صلح طلب و میانه رو می دانستند. هاشمی پتانسیل بالایی برای میانجیگری در مناقشات منطقه ای داشت که در حیاتش از این ظرفیت استفاده نشد. در حال حاضر شخصیت های اصلاح طلب گوناگونی مانند سیدمحمد خاتمی هم چنین ظرفیتی را دارند. آن چه که مهم است این که آقای روحانی هم نسخه دومی از آقای هاشمی است. او میتواند همین جایگاه و نقش را در منطقه به دست بیاورد.
منطقه خاورمیانه بسیار پرآشوب است و ما در میان خطر هستیم. کسی مثل آقای روحانی در دور دوم ریاست جمهوری میتواند با الگوبرداری از آقای هاشمی کمک کند تا خطراتی که متوجه ایران هستند کمرنگ شود.
تضعیف روحانی و خاتمی و بطور کلی جریان اصلاح طلبی در ایران ازنظر امنیتی موجب رشد تهدیدات علیه ایران و تضعیف امنیت ملی از نظر داخلی و بین المللی است و ایران را به کام جنگ می فرستد به ویژه که مخالفان آنها پیوسته بر طبل ستیزه ها می کوبند و تندخو شناخته می شوند و نه از نظر مردم و نه ازنظر بین المللی قابل اعتماد نیستند.
صادق زیباکلام نویسنده و استاد علوم سیاسی در دانشگاه تهران:
خیلی ها میگویند جبهه اصلاحات پدر معنویاش را از دست خواهد داد و اعتدالیون و اصلاحطلبان با مشکلات فراوان روبرو خواهند شد و درگذشت آقای هاشمی ضربه بزرگی به سیاست ایران خواهد زد، اما به نظر بنده هیچ مشکلی برای اعتدال و امید و اصلاحات و تحولخواهی در ایران به وجود نخواهد آمد. هاشمی در دهه پایانی زندگی اش و و علیرغم تمام تیشه هایی که به او زدند موفق شد اعتدال را به عنوان یک گفتمان در نظام جمهوری اسلامی ایران جا بیاندازد.
روحانی نه تنها وضعش در انتخابات پیشرو خراب نخواهد شد، بلکه آرایش بیشتر هم خواهد شد. دیدیم بعد از رد صلاحیت هاشمی چطور مردم به طرف آقای روحانی روان شدند. هشتاد درصد از آرای که مردم به آقای روحانی دادند از طرف نخبگان بود. نخبگانی که به آقای هاشمی اعتماد داشتند. آقای هاشمی آنقدر در جا انداختن اعتدال موفق بود که نبودن ایشان نمیتواند ضربه ای به جریان اعتدال بزند.
-محمدعلی وکیلی نماینده تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس و دبیر هیئت رئیسه در مجلس:
تفاوت زیادی در فضای سیاسی ایران بعد از آقای هاشمی به وجود نمی آید، زیرا منویات ایشان تبدیل به گفتمان اعتدال شد. این گفتمان اعتدال یک گفتمان هژمون است و به همین خاطر دیگر امکان تخریب یا تضعیفش به دلیل فقدان آقای هاشمی وجود ندارد. این گفتمان را هم ذائقه عمومی می خواست و هم با خصلت عموم یکی بود و به همین خاطر است که امکان تخطی از اعتدال وجود ندارد.
اجماع مرکبی بین دو جریان اعتدالی کشور وجود دارد که مبنی بر تداوم راه آقای هاشمی است. حزن عمومی مردم در تشییع ایشان به دلیل دلبستگی مردم به گفتمان اعتدال است. در کوتاه مدت شاهد تنش خاصی میان جناحها نخواهیم بود، اما اگر در بلندمدت جایگزینی برای او در نظر گرفته نشود، فضا رادیکال خواهد شد.
اولین تاثیر مرگ آقای هاشمی اتمسفری است که تاثیرش را در انتخابات بعد در شمایل همراهی با آقای روحانی خواهد گذاشت. اگرچه قبای آقای هاشمی بر تن همه گشاد است اما درنهایت آقای روحانی ظرفیت هایش را دارد که بتواند در مرور زمان جایگزین ایشان باشد و کارکرد ایشان را پیدا کند.
آرامش در سیاست منطقه ای ایران را نیز بستگی به این دارد که به زودی جایگزینی برای آقای هاشمی در فضای سیاسی ایران در نظر گرفته شود.
محمد زارع فومنی دبیرکل حزب «مردمی اصلاحات»:
هاشمی شناسنامه این انقلاب است. باید بدانیم که تاریخ او را کمتر شناخته است و ابعاد ناشناخته او را در آینده بیشتر خواهیم فهمید. درگذشت هاشمی برای سرنوشت اعتدالیون خبر بدی است. فکر نمیکنم نبودن او باعث افزایش تنش بین جناحها شود. البته خلاء را قطعا حس خواهیم کرد چرا که وجودش همیشه وحدتبخش بود. من بعید میدانم در بین نیروهای انقلابی دیگر کسی باشد که بتواند مثل ایشان همه نیروها را دور خودش جمع کند.
انتخابات بعد بدون آقای هاشمی خیلی سخت خواهد بود. روحانی یکی از پشتوانه های بزرگ خودش را از دست داد. او میتوانست باعث انسجام همه نیروهای معتدل باشد و کسی نمیتواند جایگزین او باشد. اما درنهایت اگر مسیر اعتدال ایشان را ادامه بدهیم مشکل چندانی نخواهد بود. انتخابات آینده فرمول جدیدی خواهد داشت و شاید آن چیزی که خیلی ها فکر میکند اتفاق نیافتد و رقابت سختتری شاهد خواهیم بود.
هاشمی چهرهای بود که در کشورهای عربی نفوذ بسیار زیادی داشت و با هدایتها و رهنمودهایش موازنه ارتباط با دول همسایه را تقویت میکرد که شاید دولت این توانایی را بدون آقای هاشمی به اندازه قبل نداشته باشد. امیدوارم آقای روحانی ادامه دهنده همان راه و روش میانهروی باشد تا هر چه کمتر از خلاء ایشان تاثیر منفی ببینیم و تنش بسیار کمی در منطقه داشته باشیم.
فاطمه ذوالقدر نماینده مردم تهران فرزند مصطفی ذوالقدر نماینده میناب در مجلس:
بزرگترین چالش سیاسی ایران بعد از فوت ایشان تعیین رئیس جدید برای مجمع تشخیص مصلحت نظام است. نظام جمهوری اسلامی ایران باید دراولین فرصت به فکر انتصاب شخصی باشد که بهترین جایگزین برای آقای هاشمی محسوب شود.
احتمال افزایش تنش میان جناحهای سیاسی را در نبود آقای هاشمی بعید می دانم، چون رویه این است که احزاب و جناحهای سیاسی با هم تعامل و گفتگو داشته باشند. هدف احزاب نیز حفظ نظام است و با توجه به شرکت همه جناحها و اقشار در مراسم تشییع جنازه مرحوم بعید میدانم تنش خاصی بین جناحین سیاسی ایران به وجود بیاید.
اگر روحانی با برنامه مشخص به انتخابات ریاست جمهوری بیاید با مشکل خاصی مواجه نخواهد شد. شرایط او مثل دوره گذشته نیست که برای عموم مردم شناخته شده نبودند. این بار مردم عملکرد و کارنامه مدیریتی ایشان را میدانند. وی می تواند با یک برنامه منسجم و مشخص دوباره پیروز انتخابات شود، زیرا دیگر یک هویت انتخاباتی مستقل دارد.
با توجه جایگاه ویژه هاشمی رفسنجانی میان رهبران جهان عرب نبود هاشمی در سیاست منطقه ای ایران به نوعی حس خواهد شد اما با توجه به رویکرد اعتدالی دولت و اجتناب وزارت امور خارجه از سیاست های تنش زا، میراث تدبیر و اعتدال مرحوم هاشمی به کمک سیاست ایران در منطقه خواهد آمد.
news_share_descriptionsubscription_contact

