تهران/ سیداحمدرضا احمدپور/ تحلیلی/ خبرگزاری آناتولی
آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران در پی انفجار دلخراش مسجد سیدآباد شهرستان خانآباد ولایت قندوز افغانستان در هفدهم مهرماه 1400 «8 اکتبر امسال» گفت: «از مسئولان کشور همسایه و برادر افغانستان جدا انتظار میرود که عاملان خونخوار این جنایت بزرگ را به مجازات برسانند و با تدابیر لازم از تکرار چنین فجایعی جلوگیری کنند».
در این پیام، چند نکته قابل تامل و تحلیل وجود دارد: 1. کوتاه و نَرم است 2. طالبان، خطاب قرار گرفته و مسئول این حادثه دانسته و انتظاراتی از این گروه بیان شده است. 3. مردم افغانستان مخاطب مستقیم آن نیستند. مجموع این چندنکته چهچیزی را میرساند؟
آیا ایران محتاط شده است؟ آیا پیام کوتاه و نرم رهبر ایران میتواند صدور مجوز برای دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی در برقراری رابطه یا تعامل محدود یا گسترده با طالبان و دیگر کشورهای تنشدار با ایران تلقی شود؟!
نکته برجسته پیام مذکور، ابراز همدردی با بازماندگان قربانیان این کشتار و مردم افغانستان نیست، چون پیش از این نیز او و دیگر آیتاللهها بارها این اقدام را انجام دادهاند. آنچه پیام کوتاه اخیر آیتالله خامنهای را متفاوت کرده، همانا «مخاطب قراردادن طالبان» و «بیان انتظار از آنان» است. این پیام را میتوان نشانه چرخش اساسی در رویکرد بالاترین مقام رسمی جمهوری اسلامی ایران در قبال گروهی دانست که تا پیش ازاین به ایدئولوژی خشن علیه دیگر ادیان و مذاهب و عقاید مشهور بودند.
البته چنین چرخش و رویکردی ازسوی شماری از آیتاللههای قم مانند ناصر مکارم شیرازی نیز احساس میشود و پیشتر نیز ازسوی مولانا عبدالحمید امامجمعه زاهدان چنین رویکردی دیده شد. این درحالی است که از پیام مرجعیت نجف عراق برخلاف موضع برخی آیتاللههای ایران، ناهمسویی با طالبان و صرفا همدلی و همسویی با ملت افغانستان برداشت میشود.
آیتالله سیدعلی سیستانی، مرجع اعلای شیعیان عراق در آغاز آخرین پیام خود به مردم افغانستان، مستقیما خطاب به مردم آورده بود: «ملت شریف و مظلوم...» و در ادامه هیچ اشاره مستقیم یا غیرمستقیم به طالبان و مسئولان این کشور نداشت. وی حتی از تنها گذاشتن مردم افغانستان ازسوی کشورهای اسلامی نیز گلهمند بود. پیام سیستانی نشان میدهد که رویکرد او به جهان اسلام با خشونت دینی و با طالبان زاویه جدی دارد و در پیامهای قبلیاش نیز چنین رویکردی آشکار است.
بدون تردید آیتالله خامنهای در این پیام با خطاب قراردادنِ طالبان در جایگاه مسئولان [حاکمان] افغانستان و برخورد غیرتهاجمی با آنان، بهگونهای به این گروه رساندهاست که امیدوار باشند تا از سوی ایران، حکومت امارت اسلامی آنان به رسمیت شناخته شود. ازاینرو پیام وی میتواند سندی برای دولت جمهوری اسلامی ایران نیز باشد تا در برخورد با امارت اسلامی طالبانی و در عرصه بینالملل با دیپلماسی محتاطانه رفتار کند!
رهبر ایران در گذشته همواره موضعی سخت در برابر طالبان داشته است؛ برای نمونه در 23 شهریور 1377 در پی کشتار مردم مزارشریف افغانستان طی پیامی بلند و همراه با خشم و نفرت از رفتار طالبان، آنان را قشون «ظالم و سنگدل»، «قوم متعصب و وحشی و بیگانه»، «قشون مزدور»، «گروه غافل و متحجر و سنگدل»، «درندهخویان» و «خصم از خدا بیخبر» توصیف کرد.
چهچیزی بهانه شده است تا خامنهای در پیام اخیر خود، طالبان را در جایگاه مسئول کشور افغانستان خطاب قرار دهد جای بررسی دقیق دارد: آیا طالبان از قدرتِ فراتر، برخوردار شده یا ایران درمانده و ناتوان در برابر تنشهای جدید منطقهای شده است؟!
حقیقت آن است که طالبان از قدرت فراتر و فرادست در برابر ایران برخوردار نشده است. این کشور در برابر طالبان و بسیاری از کشورهای منطقه از نظر امنیتی و نظامی، هنوز دست بالا را دارد؛ اما بهنظر میرسد در پس پرده، رویدادهایی رخ داده یا در حال وقوع به نظر میرسد که چنین چرخشی را در دیدگاه حاکم موثر بر ایران نمایان کرده است.
در کنار چالشهای احتمالی با طالبان، آنچه نظام حاکم بر ایران را واداشته تا در بخشی از سیاستهای کلان خود تغییر موضع دهد، تنها تعدیل در رویه این گروه نیست [البته اگر حقیقتا تغییر رویهای در کار باشد]، بلکه به گفته برخی از فرماندهان سپاه پاسداران و دیگر مسئولان سیاسی و رسانهای تهران، تغییر رفتار طالبان با شیعیان و زنان و رعایت برخی ارکان دموکراسی مانند «آزادی» موجب نرمی کلامی و رویکرد سیاسی ایران شده است.
البته برخی صاحبنظران نیز پارامترهایی مانند فشارهای اقتصادی، نظامی، امنیتی [تحریمهای آمریکا علیه ایران] و همچنین شکاف عمیق دولت-ملت که ایران را در آستانه فروپاشی اقتصادی و در طمعگاه و زیادهخواهیهای کشورهای کوچک همسایه قرار داده است، را علت اصلی این پیام نرم خامنهای میدانند. از دیدگاه این طیف، ایران خواهان افزایش تنشهای منطقهای نیست. آیا او در مسیر رویکردی نرم و تعاملی و واقعبینانهتر در دیپلماسی با همسایگان پیرامونی در پیش گرفته یا سیاستی دیگر در پس رویکرد نرم کنونی است؟
شاید موضع خامنهای در شهریور 1400 در دیدار با اعضای دولت که گفته بود: «نوع رابطه ما با دولتها بستگی دارد به نوع رابطه آنها با ما» بدین معنی است که ایران در شرایط کنونی رویکرد تعاملی را بهعنوان راهبرد خود برگزیده است. هرچند او نوع برخورد با طالبان را مشروط دانسته و در برخورد با کشورهایی مانند آمریکا و اسرائیل و تعاملات حوزه خلیج فارس، بر سیاست «نه جنگ نه صلح» رویه خود را پایهگذاری کرده است.
از دیدگاه برخی تحلیلگران، چنین سیاستی «پادرهوا» و منفعلانه است؛ اما نشان از تغییر جدی ایران در برخورد با طالبان و تنشهای منطقهای دارد و میتوان چنین تغییر و رویکردی را «دیپلماسی مشروط» نام نهاد و در عین حال، گرایی باشد به آمریکا و کشورهای رقیب در منطقه که با تغییر رویه و رویکرد آنان از «تهاجمی به تعاملی»، چنین رویکردی نیز در سیاستگذاریهای کلان تهران در پی خواهد داشت. آیا رهبر ایران در رویکرد و دیپلماسی مشروط خود، فرصتهای تازهای در عرصۀ اقتصادی یا امنیتی برای ایران پیشبینی کرده است؟!
در پاسخ به چنین پرسشی، جای اذعان دارد که اگر اندکی در گذشته مواضع مسئولان کشوری و لشکری نظام حاکم نگریسته و تامل شود، دوچیز از هرچیز دیگری برجستهتر و آشکارتر است: 1. فرصتسوزی؛ 2. پشتکردن به اقتصاد.
ایران در جایگاه کشوری اثرگذار، همواره فرصتهای سیاسی، امنیتی و فرهنگی فراوانی در افغانستان و جمهوریهای شوروی سابق و دیگر کشورهایی مانند ترکیه و حوزه خلیج فارس داشته است؛ اما بهخاطر آمریکاستیزی مفرط، آنها را یکی پس از دیگری از دست داد. ایران بهجای استفاده از این فرصتها و ظرفیتهای خود، پشت به اقتصاد ملی کرد و بر طبل تنش با آمریکا و متحدانش مانند ریاض کوبید. البته تنشسازی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز کم نبوده، ولی اکنون با چرخشی تنشپرهیز در برابر طالبان از سوی تهران چند علامت سوال نمایان شده است.
اگرچه تعامل با افغانستان دست کم در کوتاهمدت درآمد اقتصادی درخور توجه برای ایران ندارد؛ اما آشکار است یکی از نقاط تنشزا، استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی این کشور است. حاکمیت طالبان و نزدیکی مرزی و مذهبی و فرهنگی این استان با افغانستان تهدیدی بالقوه علیه حکمرانی ایران بهشمار میآید.
همچنین نقاط شرقی خراسان و استانهای همجوار افغانستان چنین وضعیتی را میتوانند داشته باشند. ازاینرو، تغییر رویکرد نظام جمهوری اسلامی که از سیاست «تهاجمی به تعاملی» رسیده و در دیدگاه خامنهای دیده شده است، هم از دید امنیتی داخلی و هم سیاست خارجی میتواند اثرات مثبتی پیش روی ایران داشته باشد؛ همانطور که ترکیه و آمریکا نیز سالهاست سیاست مثبت و تنشپرهیزی را در برخورد با طالبان و بحرانهای منطقه بالکان و حوزه خلیج فارس و به سود منافع ملی و بینالمللی خود در پیش گرفتهاند.
[سیداحمدرضا احمدپور، پژوهشگر فلسفه و اندیشه اسلامی و فعال رسانهای و مدنی است.]
*نکات مندرج در این بیانگر دیدگاه نویسنده است و الزاما رویکرد خبرگزاری آناتولی نیست.
news_share_descriptionsubscription_contact

