01 ژانویه 2018•بهروزرسانی: 02 ژانویه 2018
تهران/خبرگزاری آناتولی
محمدقلی یوسفی، استاد اقتصاد و عضو هيات علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي در گفت و گو با خبرگزاری آناتولی درباره اعتراضات روزهای اخیر در شهرهای مختلف ایران که گفته می شود اعتراض به گرانی و مسائل اقتصادی است، اظهار داشت: "مشكلات اقتصادی اجتماعی و سياسی طی سالهاي مختلف به صورت تجمعی انباشته شده و موجب می شود مردم نارضايتی های خود را در هر فرصتی نشان دهند. دولتمردان ما فقط صدای اعتراض مردم را می شنوند تمایلی به اصلاح امور ندارند. مساله این است که همه وعده می دهند، حرف اعتراضات ر ا اگر شنیدند باید عمل کنند".
وی تصریح کرد: "در سال های مختلف اقتصاد و سیاست در اختیار گروههای خاصی قرار گرفته كه رقابت آنها صرفا برای دستيابی به قدرت و ثروت بوده و نه خدمت به مردم، برعكس می توان گفت كه بيشتر سياست های آنها در مقابل مردم بوده است. متاسفانه مسئولین از نجابت مردم سوء استفاده كرده و فكر مي كنند مردم عاشق چشم و ابرويشان هستند. براي مردم مهم نيست چه كسی در راس كار است برای آنها آينده فرزندانشان و رفاه خانواده شان مهم است. مردم هرگز شعارهای آزادی طلبانه مسئولين را جدی نمی گيرند چون در عمل خلاف آن را تجربه كرده اند. اما مسئولين باورشان نمی شود كه مردم در مقابلشان هستند. در بهترین حالت می تواند گفت مسئولین ما نمی دانند که نادان هستند".
این استاد مستقل اقتصاد در تشریح مشکلات امروز ایران گفت: "نمونه های زیادی از مشکلات در ایران وجود دارد که کسی پاسخگو نیست. در اعتراضات روزهای اخیر هم شعارهایی مشابه اینکه «اصولگرا، اصلاح طلب دیگر تمام شد ماجرا» شنیده می شود. مردم متوجه شده اند كه سياستهای اتخاذ شده هر دو جناح حاكم با هم تفاوتی ندارند و بین این دو جناح تفاوتی نیست. فقر مردم و بيكاری انواع تبعيضات، رانت و فساد از ويژگی اقدامات مشترک هر دو جناح سياسی بوده است".
یوسفی درباره اعتراضات اخیر که به عقیده برخی چون رهبر ندارد، به نتیجه نمی رسد، افزود: بدبختی جوامع توسعه نيافته همين است كه هميشه به دنبال شخصيتها يا افراد اصلح می روند تا حكومت كند. اين اشتباه نه تنها برخی فعالان سياسی بلكه متخصصين هم هست. ما نياز به شخصيتها نداريم ما نياز به قانون و حكومت قانون داريم كه بايد جدی گرفته شود تا جلوی فساد و تبعيض گرفته شود. اگر بپذيريم مشكلات مردم تا به خيابانها كشانده، بايد اين خواسته ها اجابت شود. نه اينكه همه چيز را توطئه بدانيم. اگر توطئه هم باشد بايد مشكلات مردم برطرف شود تا چنين مجالي فراهم نشود. تظاهرات نیاز به رهبر ندارد. وقتی صدای اعتراض برحق مردم بلند می شود باید سر فرود آورد. اگر حرف درست است باید اطاعت کنند. اما مشکل ما خود مسئولین هستند. این افراد نمی توانند اداره امور را در دست گیرند. کسی که راننده خوبی نیست هر خودرویی به دست او بدهی، نمی تواند براند و سرنشینان را به خطر می اندازد.
- منافع مردم فدای عده ای خاص شده است
یوسفی با بیان اینکه منافع اکثریت مردم فدای اهداف کوتاه مدت عده ای شده است، گفت: بارها و بارها دانشگاهیان و افراد دلسوز انتقاد کرده اند و خواسته اند به فکر مسائل اقتصادی باشند اما متاسفانه سیاست ها به نفع یک عده از نخبگانی است که سعی می کنند برای ثروت اندوزی شخصی مردم را فریب دهند. منافع اکثریت مردم را فدای اهداف کوتاه مدت خود می کنند.
وی درباره علل شروع اعتراضات خیابانی اظهار داشت: وقتی کارد به استخوان مردم برسد راهی غیر از اعتراضات خیابانی پیدا نمی کنند. در این شرایط جناح ها دیگری را مقصر می دانند. مردم به فکر آینده خودشان هستند نه اینکه تقصیر کدام جناح است. آنها می بینند سفره شان کوچکتر می شود و آینده شان در حال تباه شدن است.
- شرایط بحرانی اقتصاد ایران
یوسفی شرایط حال حاضر اقتصاد ایران را «بحرانی» عنوان کرد و افزود: شرایط رکود تورمی در کشور حاکم است. بیش از 8 میلیون بیکار در کشور داریم. دولتمردان هیچ آیندهای برای اقتصاد کشور متصور نیستند و فقط نفت صادر و کالا وارد می کنیم.
وی درباره مطالبات مردم تصریح کرد: مردم شغل میخواهند. مسئولین فکر می کنند با وعده اجرای قانون می توانند مردم را از خیابان ها جمع کنند. می گویند مردم حق دارند در خانه حرفشان را بزنند نه اینکه اعتراض کنند. اما خودشان منابع کلان را در خارج از کشور سرمایه گذاری کرده اند و آقازاده هایشان هم خارج کشور هستند. افراد ناشایست پستهای حساس را در دست گرفته اند.
- اقتصاد ایران قفل شده است
یوسفی درباره برخی دلایل ایجاد مشکلات اقتصادی در ایران نیز اظهار داشت: بانک مرکزی باید سیاست پولی بانکی درست را پیش می برد اما وارد کارزار بانکی شد و با بانکهای خصوصی به رقابت برخاست و بحران ایجاد کرد. نمی توان گفت در حال حاضر بزرگترین مشکل اقتصادی ایران چیست. مسائل پیچیده شده و در سال های مختلف مردم نادیده گرفته شده اند. مساله این است احزاب سیاسی در ایران نقشی ندارند. فقط دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب هستند که می خواهند انحصارشان حفظ شود. پایبندی به قانون وجود ندارد. به جای اینکه به دنبال برقراری قانون باشیم پی شخص هستیم. ما به شخص و قهرمان نیاز نداریم. باید قانون را حاکم کنیم. مهم نیست چه کسی با چه دیدگاهی در مسند است. اگر قانون اجرا شود هر فردی با هر عقیده ای بیاید مهم نیست.