10 مارس 2025•بهروزرسانی: 11 مارس 2025
استانبول/ خبرگزاری آنادولو
دکتر حقی اویغور، معاون رئیس آکادمی اطلاعات ملی ترکیه، سیاستهای ایران در قبال سوریه پس از سقوط رژیم بعث را در تحلیلی برای آنادولو بررسی میکند.
از زمان تأسیس جمهوری اسلامی ایران در 1979، سیاستهای تهران در قبال سوریه بر پایه مبانی ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک شکل گرفته است. با این حال، روابط دو کشور از ابتدا به دلیل تفاوت ایدئولوژیک آنها، خالی از تنش نبوده است. بهویژه در اوایل دهه 1980، اختلافات میان رژیم بعث سکولار و سوسیالیست سوریه با ایرانِ انقلابی که شعار صدور انقلاب را سر میداد، برجستهتر شد. این چارچوب ژئوپلیتیک طی 40 سال گذشته بر روابط دو کشور سایه افکنده است.
با آغاز بهار عربی و سرایت آن به سوریه، ایران تمامقد از رژیم بشار اسد حمایت کرد و در طول جنگ داخلی، کمکهای نظامی، مالی و سیاسی گستردهای به دمشق ارائه داد. با این حال، این حمایت که با همراهی روسیه انجام شد، در نهایت نتوانست سرنوشت رژیم بعث را تغییر دهد و این خاندان که بیش از 50 سال سوریه را در کنترل خود داشت، در نتیجه عملیات نظامی مخالفان در 8 دسامبر 2024 سقوط کرد.
استراتژی ایران در سوریه چگونه تغییر کرده است؟
در سه ماهی که از سقوط بشار اسد میگذرد، ایران یکی از کشورهایی بوده که به همراه اسرائیل، بیشترین مخالفت را با دولت جدید سوریه به رهبری احمد الشرع داشته است. مقامات ارشد ایران از جمله آیتالله علی خامنهای رهبر این کشور، مدعی شدهاند که این تحول بخشی از«توطئه» غرب است و یا سوریه بار دیگر به جنگ داخلی کشیده خواهد شد. در همین راستا، رسانههای نزدیک به تهران و گروههای همسو با ایران، حملات تروریستی اخیر در مناطق طرطوس و لاذقیه را با استقبال غیرمستقیم مواجه کردهاند.
با این حال، اگر اظهارات مقامات ایران درباره سوریه را با دقت بررسی کنیم، نشانههایی از تغییر لحن مشاهده میشود. افزایش تحرکات اسرائیل در سوریه و اقدامات این کشور برای افزایش نفوذ در این کشور، باعث شده که تهران در پیامهای خود به دولت جدید سوریه تنوع بیشتری ایجاد کند. در همین راستا، علیاکبر ولایتی، از چهرههای برجسته سیاست خارجی ایران اعلام کرده است که در صورت درخواست سوریه، تهران آماده کمک خواهد بود.
از سوی دیگر، دولت جدید سوریه تاکنون در برابر حملات اسرائیل سیاست خویشتنداری را در پیش گرفته است و از ورود به درگیری مستقیم خودداری کرده است. اما نامشخص بودن مدت زمان ادامه این رویکرد و افزایش سیاستهای تهاجمی بنیامین نتانیاهو علیه سوریه، میتواند در نهایت دمشق را مجبور کند که بهجای تکیه بر دیپلماسی، به گزینههای دیگر از جمله همکاری با بازیگرانی مانند حزبالله و ایران روی بیاورد.
تمرکز تهران بر سیاست خارجی و افزایش فشارها بر آنکارا
همزمان با تحولات سوریه، مقامات ایران مواضع انتقادی خود علیه ترکیه را تشدید کردهاند. بهویژه پس از تغییر رژیم در دمشق، رویکرد تهران در قبال آنکارا حتی تهاجمیتر شده است. از جمله، در اکتبر، اظهارات مدیر کل تیآرتی در مورد بخش فارسی آن، مورد اعتراض مقامات ایرانی قرار گرفت و در دسامبر، تهران بار دیگر اظهارات هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
در پاسخ، آنکارا این بار سیاست ملایمت در پیش نگرفت و متقابلاً واکنش نشان داد. سخنگوی وزارت امور خارجه ترکیه اعلام کرد که تهران نباید مسائل بینالمللی را برای حل مشکلات داخلی خود به کار بگیرد. این در حالی است که ایران تحت سیاست فشار حداکثری آمریکا، در وضعیت داخلی ناپایداری قرار گرفته است. استعفای جواد ظریف از سمت معاونت رئیسجمهور و برکناری وزیر اقتصاد، عبدالناصر همتی، از سوی مجلس ایران نمونههایی از این نارضایتی داخلی هستند.
روابط ایران و گروه تروریستی پ.ک.ک چه وضعیتی دارد؟
یکی از سوالات کلیدی در این شرایط، سرنوشت روابط ایران با گروه تروریستی پ.ک.ک است. برخی از محافل در ایران، از اعلام حمایت سرکرده پ.ک.ک از روند خلع سلاح ناراضی هستند. تهران طی 40 سال گذشته همواره روابط خود را با این گروه حفظ کرده است و در زمان بحرانهای دیپلماتیک با آنکارا، بارها از این گروه بهعنوان اهرم فشار استفاده کرده است. در نتیجه، در آینده نزدیک ممکن است تهران به نوعی در روند خلع سلاح مداخله کند و یا از این فرصت برای ایجاد نفوذ جدید در منطقه استفاده کند.
با این حال، با توجه به اینکه دولت ترامپ در ماههای آینده فشارهای خود بر ایران را افزایش خواهد داد و رسانههای غربی گزارش دادهاند که این کشور تا تابستان فرصت دارد که در موضوعاتی مانند برنامه هستهای امتیاز بدهد، بعید نیست که تهران در روابط خود با آنکارا سیاستی محتاطانهتر در پیش بگیرد.
تحولات لاذقیه چه پیامی دارد؟
در نهایت، درگیریهای شب 6 مارس در حومه لاذقیه را میتوان در این چارچوب بررسی کرد. با اینکه ایران ماهها تهدید به اقدام در سوریه کرده بود و برخی عناصر باقیمانده رژیم سابق نیز دست به حملاتی علیه نیروهای امنیتی سوریه زدند، اما این تحرکات نتایج استراتژیک قابل توجهی به دنبال نداشته است.
در کنار عدم محبوبیت رژیم بعث در میان مردم سوریه، ادامه حمایت کشورهای منطقه و جهان از دولت جدید دمشق و ضعف حزبالله پس از دست دادن فرماندهان کلیدی خود، نشان میدهد که سیاستهای تهران در سوریه بیشتر با هدف یادآوری نقش خود و نه ایجاد یک تهدید وجودی علیه دولت جدید دنبال میشود.
در شرایط کنونی و با افزایش عدم قطعیتهای جهانی، پیشبینی آینده منطقه دشوار است. اما میتوان گفت که ایران در آینده نزدیک، تمرکز خود را از سوریه و لبنان برداشته و به موضوعات داخلی و عراق معطوف خواهد کرد. نامهای که گفته میشود ترامپ برای آیتالله خامنهای فرستاده اما مقامات ایران دریافت آن را رد کردهاند، نشان میدهد که تهران باید از اقدامات تنشزا اجتناب کرده و بازیهای استراتژیک خود را با دقت بیشتری مدیریت کند.
[دکتر حقی اویغور، معاون رئیس آکادمی اطلاعات ملی ترکیه است.]
*نظرات مطرحشده در این تحلیل، موضع رسمی خبرگزاری آنادولو را منعکس نمیکند.