استانبول/ خبرگزاری آناتولی
صلاح الدین اِش چاکرگیل، نویسنده و کارشناس مسائل خاورمیانه که حدود دو دهه در ایران زیسته و به روزنامه نگاری پرداخته در گفت وگویی اختصاصی با خبرگزاری آناتولی درباره موضع سیاستمداران و رسانه های این کشور در قبال عملیات شاخه زیتون ارتش ترکیه علیه تروریستهای پ.ک.ک/پ.ی.د در عفرین گفت: این موضعگیری در اصل برای مشغول کردن ترکیه است. اما تشکیل یک دولت جدیدی در شمال سوریه و سپس اتصال آن به عراق، نه فقط علیه ترکیه بلکه به زیان ایران نیز است. صاحب نظران و شخصیتهای سیاسی ایران نیز نسبت به این امر اذعان داشته اند.
این نویسنده که مقالات و دیدگاه هایش در بسیاری از رسانههای ایران نیز منتشر شده است، به رغم این امر در مورد دلایل و انگیزه رسانهها و مقامات تهران از مخالفت با عملیات ترکیه علیه گروه تروریستی پ.ک.ک/پ.ی.د در عفرین اظهار داشت: آنها نمیخواهند عملیات شاخه زیتون به نفع ترکیه تمام شود، اما این موضوع را علنا بیان نمیکنند.
او در پاسخ به پرسش که «با توجه به روابط عالی آنکارا و تهران و برغم اعلام تروریستی بودن پ.ک.ک توسط ایران، چرا ایران این دشمن را به ترکیه ترجیح می دهد؟»، تصریح کرد این یک بازی بزرگ است. آمریکا، روسیه و ایران و دیگران.. از اول بحران سوریه با قدرتهای نظامی خود در میدان بودند. به رغمی که مرز مشترکی با سوریه نداشتند. و ترکیه 5 سال دخالت نظامی به سوریه نداشت به رغمی که یک مرز 900 کیلو متری و یک تاریخ مشترک 400 سالی دارد.
هفته گذشته از رئیس جمهور ترکیه درباره احتمال برقراری روابط دیپلماتیک با رژیم اسد سوال شد. اردوغان در پاسخ گفت که رژیم اسد مقصر اصلی کشتار بیش از یک میلیون انسان است. چگونه می توانیم با آن ارتباط برقرار کنیم؟».
آقای اردوغان سه هفته پیش درب را کمی باز گذاشت و گفت که در مسائل دیپلماتیک همه درها کاملا بسته نمی شود، اما چطور؟ مثلا از اردوغان درخواحست کمک بشود. کسی از فردا خبر ندارد. دیپلماسی همینطور است.
دولت عثمانی از دولت های بالکان در سال 1913 شکست سنگینی خورد، اما یک سال بعد در جنگ جهانی اول، بلغارستان و دولت عثمانی متحد شدند. در دیپلماسی این امر وجود دارد که دیروز می جنگیدند و امروز متفق میشوند.
ترکیه همواره تاکید کرده که ما طمعی به خاک سوریه نداریم، اما درصورت کنترل نوار مرزی در شمال این کشور بلافاصله عقبنشینی نمی کند، بلکه و باید ثبات و امنیت برقرار شود. رکس تیلرسون، دو سه هفته قبل گفت که یک نوار و منطقه امن به عمق سی کیلومتری در مرز ترکیه و سوریه ایجاد کنیم، اما دو روز بعد اعلام کرد که همینطوری این نظر را داده و آمریکا چنین طرحی ندارد.
ترکیه چندین سال قبل پیشنهاد ایجاد یک نوار 45 یا 50 کیلومتری امن در شمال سوریه را به آمریکا ارائه و اعلام کرد ما کمک می کنیم که کسانی که از جنگ فرار میکنند در آنجا در اردوگاه مستقر شوند. الآن وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا اینطور می گوید، اما پنتاگون چیز دیگری را اعلام میکند.سیاست روسیه نیز هنوز روشن نیست. در ایران نیز به روسیه اعتمادی نیست. ایران هم مثل دولت عثمانی سنگین ترین شکستها را از روسیه تجربه کرده است.
اگر روابط آنکارا و واشنگتن خراب شود، روسیه خواهد کوشید که ترکیه را از اتحاد غرب و ناتو جدا کند. البته اروپا این را نمی خواهد، چون، ترکیه در ناتو بعد از آمریکا بزرگترین قدرت نظامی است.
به طور مثال آلمان ارتش سیصدوسی هزار نفره دارد، فرانسه هم تقریبا همینطور. البته این کشور قدرت هسته ای است، اما ارتش قدرتمند ندارد. هلند و سایر متحدان ناتو هم که ضعیف هستند. آمریکا یک ارتش دو میلیونی دارد. ترکیه هم دارای ارتش هفتصد و پنجاه هزار نفری قدرتمندی است. از این رو می گویند برای دفاع از اروپا نیازمند ترکیه هستیم.
یک فرمانده آمریکایی دو، سه هفته پیش اعلام کرد که درسوریه در منبج هستیم و اینجا می مانیم و از متحدان خود نیز(یعنی ازپ-ک-ک/ی-پ- گ) دفاع می کنیم. اگر اینطور شود ممکن است ترکیه از ناتو جدا شود. ناتو میخواهد به امور ترکیه دخالت کند. این خطر همیشه وجود دارد زیرا میگویند ناتو برای نجات یک متحد خود می تواند کمک کند!.
روسیه از بروز رخنه در ناتو خوشحال میشود و برای جذب ترکیه ممکن است ایران و سوریه را فدا کند. ترکیه از این لحاظ برای روسیه خیلی مهم است. هرچند ترکیه نیز به روسیه اعتماد ندارد. مثلا هفته گذشته مهراج اورال را به سوچی آوردند. ترکیه خواهان استراد اوست، زیرا وی عامل قتل عام ریحانلی بود که 53 نفر جان بخته بودند. اما روسها می گویند ما شخصی به نام مهراج اورال در اینجا نداریم.
ادامه سخنان اظهارات استاد صلاح الدین در پاسخ به پرسش های «خبرگزاری آناتولی» به شرح زیر است:
سوال: موضع اکثر رسانه های ایران در قبال عملیات شاخه زیتون با رسانه های وابسته به گروه تروریستی پ.ی.د/ی.پ.گ/پ.ک.ک مشترک است. آنها مطالب یکدیگر را بازنشر میکنند. جو موجود علیه ترکیه را چگونه ارزیابی میکنید؟
-رسانه جریان اصلی ایران، به نهادهای حکومتی و مقام رهبری وابسته هستند.. نظریات سیاسی که بیان آن بطور رسمی امکان پذیر نیست همواره از طریق این رسانه ها عنوان می شوند.
نگاه مقامات ارشد با مسئولینی که مقام شان پایینتر است، تفاوت دارد. به عنوان مثال تورگوت اوزال، رئیس جمهور پیشین ترکیه قبل از سفر رسمی به خارج می پرسید «آیا ما با آن کشور مشکل داریم؟». اگر نداشتیم «میگفت که پس چرا می رویم آنجا؟ مطلبی علیه آنها نوشته شود تا به من بگویند رسانه های شما علیه ما گزارش منتشر میکنند. بدین ترتیب من هم لطفی در حق آنها انجام میدادم».
این موضوع ظاهرا دررسانه های ایران هم اینطوراست.. مدیران خبرگزاری ایرنا و روزنامه ایران نیز توسط دولت منصوب می شوند.
دو سال پیش یکی از روزنامه های تهران، با من مصاحبه مفصلی انجام داد. در آن مصاحبه گقتم ایران در مورد سوریه مسیر اشتباهی را طی میکند، اما این قسمت را حذف کردند. وقتی پرسیدم، گفتند «چون طولانی مطلب بود این قسمت را حذف کردیم». گفتم «حال که به این مطلب رسیدیم، مصاحبه طولانی شد؟».
سوال: مقامات دولتی، نظامی و اجرایی در مورد عملیات شاخه زیتون موضعی محتاطانه اتخاذ کرده اند، اما برخی رسانه ها مانند خبرگزاری فارس و پرس تی.وی، مطالب و تصاویری که هوارادارن پ.ک.ک در فضای مجازی به اشتراک گذاشته اند را با عناوین «ترکیه غیرنظامیان را به قتل میرساند» منتشر میکنند. گهگاه نیز اخبارخبرگزاری آناتولی را تحریم میکنند. مثلا عبارت «پ.ک.ک/پ.ی.د» را حذف میکنند و به جای آن «کردهای سوریه» مینویسند، آیا این امر به دلیل رسمی بودن رسانه های ایران است یا اینکه آنها از لحاظ معیار و اخلاق روزنامه نگاری دچار مشکل هستند؟
در این زمینه، موارد زیادی وجود دارد ورسانه های ترکیه هم عموما همینطورهستند.
یک روحانی به سوریه سفر کرده بود وی مشاهدات خود را منتشر میکرد. اما دو-سه روز دیگر قطع شد و خبری از آن نشد. زیرا وی در گزارش مذکور میگفت که «تمام گزارشهای مربوط به سوریه، از قبل تنظیم شده اند و ما به مردم دروغ می گوییم.» درآن گزارش آمده بود که «وقتی سنیهای سوری که 80 درصد مردم این کشوراست، ما را در نماز می دیدند، به ما علاقه نشان می دادند. ارتش سوریه مانند ارتش شاه بود و مردم از آن متنفر بودند. ما با این نیروی غیرمردمی همکاری میکنیم». این گزارش در روز سوم کاملا قطع شد. تحمل نکردند که این اظهارات روزنامه چاپ شود، چون علیه سیاستهای کلی کشورشان بود.
سوال: در زمان آغازبحران در سوریه، شخصیتهای جناح «اصلاحطلب» بیش از «محافظه کاران» با موضع ترکیه در این زمینه مخالفت کردند. به نظر شما علت آن چه بود؟
این موضوع متاسفانه ریشههای تاریخی دارد و رقابت قدرتی دو طرفی. هردو طرف هم میگویند ما صحیح ترین باور دینی را داریم. این را همه میتوانند بگویند اما وقتی میگوییم تنها باورصحیح متعلق به ماست، یعنی طرف دیگر را طرد میکنیم، چون باب گفتگو مسدود می شود. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور ترکیه دو سال پیش در تهران به حسن روحانی همتای ایرانی خود گفت «اسم دین ما اسلام است. تشیع و تسنن نیست.. اینها تفاسیری از دین هستند!»
برخی گفتند که این توهین به اهل سنت است! در ایران نیز چنین ترسی وجود دارد به نظر من، توهین به اهل سنت وشیعه نشده است. برخی هم در رسانههای ایران می گویند که ما به شرق مدیترانه راه یافتیم و یک سد جغرافیایی مقابل سیاست خلیفهگری و نئوعثمانی اردوغان کشیدیم. این نظر هم مغرضانه است. .
سوال: آیا این موردی که عرض کردید، پروپاگاندایی برای افکارعمومی داخل ایران است یا اینکه استراتژی این کشور است؟
-در یادداشت و تحلیلهای استراتژیک به این مسائل می پردازند. از قدرتمندترشدن ترکیه ترس دارند. نسبت به اقتدار کشورهای دیگر تا این اندازه دچار ترس نیستند. هراس درباره افزایش قدرت ترکیه مانند دوران گذشته وجود دارد.
سوال: شاید این موضع از روی ترس اتخاذ شده باشد. این نگرش به موازات رویکرد منفی برخی محافل آمریکایی و اروپایی علیه ترکیه قرار دارد. متاسفانه این امر، حقیقت دارد. چون از مطالب انگلیسی و زبان های غربی و به نقل از منابع آمریکایی علیه ترکیه گزارش می نویسند.
سوال: با توجه به این موارد آیا میتوانیم بگوییم که رسانههای ایران ابزاری برای شایعه پراکنی است؟ یا معیارهای اخلاقی روزنامه نگاری ناشی از فرهنگ تقیه است؟
نمیخواهم مسئله را به این نقطه بکشانم. ولی باید گفت صد سال پیش در جهان اسلام دو قدرت عثمانی و ایران وجود داشت. حاکمیت عثمانی درممالک سنی نشین بود. اما دولت عثمانی مانع تعلیم و تعلم آموزههای شیعی در مناطق شیعه نشین نمیشد .حتی از بزرگترین حوزههای علمیه شیعه در ممالک عثمانی قرنها به تدریسات خود آزادنه ادامه دادند، مثل نجف.
ترس کنونی از اقتدار ترکیه برای این است که مبادا حوزه نفوذ عثمانی زنده شود. این را در مصر هم دیدیم. محمد مرسی وقتی رئیس جمهور مصر شد، برخی قسمت های حاوی مطالب اتهام آمیز درباره دوران عثمانی را از کتب درسی حذف کرد. وی در سفر به ترکیه نیز گفت که هرچند برخی نپذیرند و سالیان دراز در این زمینه اظهارنظر منفی کرده باشند، اما دوران عثمانی را افتخارآمیز میدانیم. ولی بعد از کودتای سیسی همان مطالب حذف شده قبلی مجددا به کتب درسی برگردانده شد.
سوال: آیا ایران به دلایل مذهبی از رژیم سوریه حمایت میکند؟
بله، میتوان گفت، چنین نگرشی وجود دارد
سوال: با توجه به موضع ایران در مورد عملیات شاخه زیتون، آیا میتوان گفت که این کشور خواهان تجزیه سوریه است؟ روحانی میگوید آمریکا برای تجزیه سوریه وارد این کشور شده است، اما رسانههای ایران از گروه تروریستی پ.ک.ک/ ی.پ.گ حمایت میکنند؟
-رهبر حوثیها گفته که زیدیها به شیعه 12 امامی با جعفری گرویده اند. نمی دانم این امر تا چه اندازه واقعیت دارد. باتوجه به حدیث «الناس علی دین ملوکهم»، میگویند چون رهبر آنها شیعه 12 امامی شد،ه پس مردم نیز به این شاخه روی آورده اند. علی اکبر ولایتی، نیز چندی پیش اشاره کرد که « هیچ فرقی بین حزب الله و انصارالله (حوثیها) برای ما وجود ندارد». همچنین در یک کنفراس مطبوعاتی گفت که «یمن برای سعودی تبدیل به ویتنام خواهد شد». باید به این جمله دقت کنیم.
آمریکا پس از سرنگونی صدام در عراق چه کار کرد؟ گفت 60 درصد مردم این کشور شیعه هستند. یعنی اکثریت آن شیعه است. سپس نوری مالکی را انتخاب کردند و به او گفتند که «نظامی طبق معیارهای عقیدتی تنظیم و مقامات ارشد را از میان افراد وابسته به ولایت فقیه انتخاب کنید. در کنار این در برخی پست های کوچک نیز می توانید افراد دیگر را منتصب کنید».
برای نشان دادن پشت پرده ظهور داعش، میتوان به مواردی مانند رفتارهای ظالمانه در ابوغریب و انتقامجویی عده ای اشاره کرد. بعدها دیدند که حس دشمنی اقوام های بزرگ اهل سنت در غرب عراق را فراگرفته است. چون از دولت طرد و به اپوزیسیون تبدیل شدند. به همین خاطر به سرعت قدرتمند شدند. آمریکا نیز بار دیگر وارد عمل شد.
وقتی ابوبکر البغدادی، «اعلام خلافت» کرد، پاپ و اوباما هر دو گفتند که «دولت خلافت در قرن بیست و یکم مردود است». با فشار آنها قدرت داعش افزایش یافت. ایران نیز در این مورد با آنها همکاری کرد. از سوی دیگر، با ادامه حوادث سوریه حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله هم در این مورد گفت «اگر ما نبودیم رژیم سوریه نمی توانست دو روز دوام بیارد. »
و اما حمایت رسانه های ایران از سازمانهای تروریستی، مانند پ-ک-ک واقعا جای تعجب است. زیرا ایران در داخل خود تروریستها را اعدام میکند ولی درخارج از آنها چشم پوشی میکند. اخیرا نیز ادعای پ-ک-ک در مورد استفاده ازسلاحهای شیمیایی توسط ترکیه در عفرین را به خبرگزاری های دنیا سرویس کرده است! قبلا هم عکس پسر اردوغان در یک رستوران استانبول را با ادعای همدستی وی با اعضای داعش چاپ کرده بودند. حال آن که این افراد ریشدار صاحبان آن رستوران بودند.
سوال: آیا رژیم سوریه با حمایتهای ایران و حزب الله پابرجا ماند؟
تا برههای جواب داد، اما گاهی هم بی حاصل ماند. خود آنها این موضوع را صراحتا بیان داشته اند. در همین راستا ایران قاسم سلیمانی را به مسکو فرستاد. وی با پوتین دیدار و او را به مداخله در روند سوریه دعوت کرد و گرنه رژیم اسد ساقط می شد. 50 سال پیش را به یاد بیاوریم؛ یمن جنوبی، سوریه، عراق، الجزایر، لیبی و مصر سیاستهای کلی خود را با روسیه تنظیم میکردند.
انور سادات، رئیس جمهور فقید مصر در سال 1973 با یک تصمیم ناگهانی نماینده دیپلماتیک شوروی را از مصر اخراج کرد و در صف آمریکا ایستاد. 50 سال پیش تمام این مناطق تحت نفوذ روسیه بود، اما امروز چنین نیست. تنها پایگاه این کشور در نزدیکی بندر تارطوس سوریه قرار دارد. خود روسها تمایل خود برای مداخله در سوریه را نشان دادند.
آمریکاییها ابتدا متوجه اهمیت این موضوع نشدند. زمانی که ناوهای روسیه از تنگه بسفر عبور کردند، جان کری، وزیر امور خارجه دولت اوباما گفت که روسها در صدد تقویت نیروهای خود در پایگاه تارطوس هستند. روسیه بعد از 50 سال مجددا به خاورمیانه آمده و سوریه را اداره میکند. آمریکا نیز نمیخواهد آن منطقه را به روسیه واگذار کند. آنها هم رژیم سوریه را اداره میکنند. ترکیه هم برخی اقداماتش در سوریه را پس از رایزنی با روسیه انجام میدهد. براساس برخی گزارشها، بشار اسد به مسکو رفته و از روسها بابت حمایت شان قدردانی کرده و گفته که «اگر شما نبودید، ما نمیتوانستیم پابرجا بمانیم». رسانههای ایران هم در واکنش به این اقدام اسد نوشتند که «باید از ایران قدردانی میشد، نه مسکو.
سوال: اکثر رسانههای ایران تا کنون پ.ک.ک را یک گروه تروریستی می نامیدند اما در روزهای اخیر دیگر از این عبارت استفاده نمی کنند. آیا افزایش موضع خصمانه این رسانهها نشانگر این است که تهران ورای همکاری سه جانبه ترکیه، ایران و روسیه، برنامه دیگری را در دستور کار دارد؟
-ایران هرگونه تحرکی از سوی کردهای ایران مانند پژاک و غیره را سرکوب کرده و حتی بخشی از کوه قندیل را که در مرز این کشور قرار دارد را با توپخانه مورد حمله قرار داده است. چند ماه قبل حدود 16 تن از رهبران حرکت کرد ایران اعدام شدند. مقامات این کشور با صراحت به کردها می گویند که شما حق ندارید علیه من اقدام کنید، اما برای حمله به ترکیه مجاز هستید.
به عنوان مثال ایران با رفراندوم بارزانی مخالفت کرد، چون این امر موجب تضعیف عراق میشد. ایران می گوید عراق در حال حاضر در کنترل ما قرار دارد و حق نداریم آن را تضعیف کنیم. از دیدگاه مقامات تهران، تشکیل دولتی با بیش از دو میلیون کرد در شمال سوریه منتهی به دریای مدیترانه برای تهران ضرری ندارد، بلکه سدی بین ترکیه و جهان عرب خواهد شد.
اگر در این منطقه دولتی به شکل فدراسیون، کنفدراسیون و یا هر شکل دیگری تشکیل شود باید به مدیترانه متصل باشد، چون در سمت شرقی آن، عراق و سپس ایران قرار دارد. در مرزهای شمالی آن، نیز ترکیه است. بدین ترتیب نمیتوانند راه هوایی یا زمینی داشته باشند. اگر به دریای مدیترانه دسترسی داشته باشد، راه آبی خواهد داشت.
گروه تروریستی پ.ک.ک برای دسترسی به دریای سیاه از محور گیرسون و آرتوین تلاش کرد، اما فهمیدند که به نتیجه ای نخواهند رسید. چون مردم آن منطقه حتی اگر دولت هم ضعیف باشد، اجازه زندگی به آنها نمی دهند. همچنین هیچ گروهی از مردم منطقه از آنها حمایت نمیکنند.
سوال: در شب کودتای ناکام 15 جولای برخی رسانه های ایران با انتشار مطالبی مانند «اردوغان سرنگون شد» نسبت به وقوع این حادثه ابراز خوشحالی کرده و دلیل آنرا «حماقت اردوغان و تلاش او برای احیای سیاست خلافت و نئوعثمانی» دانستند.
-این امر نشان میدهد که ایران خواهان اقتدار هیچ کدام کشورهای منطقه از جمله ترکیه و عربستان سعودی نیست. چند روز پیش خبری در رسانه های تهران در مورد بیشتربودن قدرت موشکی سعودی نسبت به ایران منتشر شد. این کشور خواهان افزایش حوزه قدرت مصر هم نیست. از سرنگون شدن مرسی، ابراز خوشحالی کردند.
رسانه های ایران با اشاره به قتل چند مصری تازه گرویده به مذهب شیعه توسط افراد ناشناس، گفتند که «مرسی در خون آن 4 نفر غرق شد». درحالی که خود او نیز این حادثه را محکوم کرده بود. این اظهارنظرها نه توسط شهروندان عادی، بلکه توسط رسانه های وابسته به دولت ایران بیان می شود دراقدام کودتای 15 جولای نیز به محض شکست نقشه کودتا، چند ساعت بعد، رسانه های آلمانی اعلام کردند که «آیا این یک بازی تئاتر از سوی اردوغان بود؟». بعد به سایت «تابناک» ایران نگاه کردم با همین تیتر مواجه شدم. اینها همگی مغایر برادری و همسایگی است. در مقابل، اردوغان گفت که «ما در مسئله هستهای از ایران دفاع کردیم. اگر امروز هم این قضیه مطرح بود باز از آن دفاع میکردیم.
سوال: آیا ایرانی براساس فرهنگ تقیه خودشان، فکر میکنند اقدامات رئیس جمهور یک کشور مسلمان و همسایه نیز نوعی بازی است؟
-این موضوع دارای یک سابقه تاریخی است. تقابل دولت عثمانی با صفوی تا ایران کنونی و دیگر کشمکشهای تاریخی در ضمیر ناخوداگاه آنها همواره وجود دارد.
سوال: برخی مقامات ایران سخنانی درباره حاکمیت شیعی بر مناطقی مانند تنگه باب المندب، قفقاز، محور اقیانوس هند و مدیترانه بیان میکنند. آیا انقلاب اسلامی سال 1979 باعث تبدیل ایران به نئوصفوی شده است؟
-به نظر من انقلاب اسلامی از آرمانهای اصلی خود دورمیشود ؛ آرمانی که بر پایه نه سنی و نه شیعه تاسیس شده بود و مسلمانان بصیر جهان نیز از آن حمایت کردند. هرچند می دانستیم به زودی نتیجه نمیدهد. گفتمان اتحاد اسلامی پس از 13 قرن اختلاف مذاهب، همه را به وجد آورده بود. به کنار گذاشته شدن افرادی مانند، خاتمی، رفسنجانی و منتظری میتوان گفت از آرمانهای اولیه انقلاب هم فاصله گرفته است.
از سوی دیگر، جهان عرب نیز با گفتمانی مانند این که «ایران از اسرائیل بدتر است. میتوانیم اسرائیل را شکست دهیم، اما ایران نباید قدرتمند شود» در این امر سهیم هستند. در طرف مقابل نیز شیعیان نسبت به وجود اسامی علی و زینب در خانواده های سنی تعجب میکنند. مردم شیعه تصور میشود که مسلمانان از مذاهب دیگر دشمن اهل بیت پیامبر (ص) هستند! این هم برادری مسلمانان را مسموم میکند. حال آن که میزان ما 14 قرن پیش گذاشته شده بود: انما المؤمنون اخوه...
news_share_descriptionsubscription_contact

