استانبول/ دکتر سیدقائم موسوی/ خبرگزاری آناتولی
برجام (اقدام جامع مشترک میان ایران و 6 قدرت بزرگ جهانی) اگر بر همان سیاق اولیه استمرار مییافت، قادر بود نقش یک بازیِ برد-برد را ایفا کند. برجام اما طفلِ نورسی بود که دشمنان قسم خوردهای نیز داشت. کسانی که نمیخواستند برجام به طفولیت برسد، چه رسد به اینکه بالغ شود و ثمر هم بدهد. مخالفان برجام طیف گستردهای در داخل ایران، آمریکا و حتی بازیگران سازندهاش [از جمله روسیه] داشت.
در داخل ایران نوعی دوقطبی پیرامون برجام شکل گرفت و نگاهها فراتر از مزایا و مضرات آن بود. جوهر استدلالها حولِ موجودیت آن میچرخید؛ در یکسو عاشقان سینه چاکی داشت و در دیگر سو دشمنانی خونی. موافقان، برجام را فتح الفتوحش مینامیدند و مخالفان آن، ترکمنچای. برجام اما هیچکدام نبود بلکه توافقی بود در قامتِ توافقات معمولِ دیگر. توافقی که بر پایه بده-بستان و عقبنشینیِ طرفین از مواضع حداکثری منعقد شده بود. طبعا اگر شدنی بود، هرکدام میکوشیدند بیشترین مزایا را در سبد خود بچینند، اما توافق و همکاری مخالفان با یکدیگر مرهون انعطافپذیری و بسندهکردن طرفین به منافع معقول است که این امر از رهگذر مذاکرات طاقتفرسایی به فرجام رسیده بود.
رقبای منطقهای ایران مانند عربستان سعودی و اسرائیل نیز از جمله کشورهایی بودند که برجام را عامل تقویت اقتصاد و افزایش نقش جمهوری اسلامی در خاورمیانه میدانستند و از هیچ اقدامی برای عقیمسازی آن چشم پوشی نمی کردند. با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا ماهِ عسل برجام پایان یافت. ریاض و تلآویو در ترغیت و تحریض ترامپ برای خروج از برجام سنگ تمام گذاشتند و بالاخره موفق شدند.
خروج آمریکا از برجام، این توافق را از اتوبان دو بانده به جاده یکطرفه به زیان ایران تقلیل داد. کارزارِ «فشار حداکثری» ترامپ علیه ایران شروع شد. ایران ابتدا این تصمیم ترامپ را «بازیِ جوانک ترسو» میدانست و آن را به بلوف و سر و صدایِ ترامپ برای وادارکردنش به ترمیم برجام انعقاد توافق جدیدی تعبیر میکرد. ترامپ اما سرخوش از پمپاژهای نتانیاهو و اتکا به سناریویِ دلار در برابر امنیتِ متحدان [بهویژه عربستان سعودی که از آن به «گاو شیرده» تعبیر میکرد] و یاغیبازیِ بیاعتنا به قواعد و مقررات نهادها و مجامع بینالمللی از برجام خارج شد.
ایران بر سر دوراهیِ خروج از برجام یا ماندن در آن، دومی را از سرِ ضرورت برگزید. تهران خروج از برجام را بازی در زمین حریف و حرکت در مدار مطلوب واشنگتن برآورد کرد. از این رو، علیرغم اینکه خروج ترامپ یکسره مزایای برجام را خشکاند، اما ایران چشم به گردنه چرخش قدرت در ایالات متحده آمریکا و تا اندازهای امید به شعارهای سایر اعضای برجام از جمله تروئیکای اروپایی و بیشتر هراس از انزوا و ایزولگی در مجامع جهانی، ماندن در برجام را بر رفتن از آن ترجیح داد.
فشارهای حداکثری در قالب تحریمهای فزاینده اما ایران را در شرایط سختی قرار داد و هزینههای زیادی بر این کشور تحمیل کرد. کار از تحریمها فراتر رفت و ایالات متحده آمریکا و ایران را چند بار در موقعیت امکان رویارویی مستقیم قرار داد. محتمل ترین آن برهه ترور سردار قاسم سلیمانی در عراق با دستور مستقیم ترامپ بود. جمهوری اسلامی نیز در قالب «انتقام سخت» یکی از مهمترین پایگاه های آمریکا [عین الاسد] در عراق را موشکباران کرد. با این وجود، طرفین با خویشتنداری و استراتژی گام در برابر گام، صحنه منازعه را مدیریت و از تعمیم آن به یک درگیری تمام عیار ممانعت کردند.
پس از شکست دونالد ترامپ در رقابت نفسگیر و پرهزینه انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، جمهوری اسلامی ایران به یمن آشنایی با ماهیت دولت جایگزین (جو بایدن)، اقدام به اتخاذ گامهایی در برجام کرد که از آن به عنوان اقدامات جبرانی یاد شده است. در همین راستا، ایران با استناد به بینتیجه بودن و محرومیت از مزایای برجام اجرای بخشی از تعهدات هستهای خود را متوقف کرد. دولت روحانی بنا داشت با این کار، مکانیزمی برای مذاکرات احیای برجام در دست داشته باشد تا بتواند در میز مذاکرات از ابزار چانهزنیِ لازم برخوردار باشد.
مذاکرات احیای برجام با سرعت و کیفیتی که بایدن در کوران انتخابات ریاستجمهوری آمریکا وعده داد، پیش نرفت، اما بالاخره با علمِ به اینکه چند ماهی بیشتر از عمر دوره روحانی باقی نمانده بود، مذاکرات احیای برجام ازسرگرفته شد و تا انتهای دولت او منجر به 6 دوره مذاکره بین ایران و این دفعه 4 بهعلاوه 1 شد. جمهوری اسلامی بواسطه فقدان اعتماد به آمریکا و عدم احترام به تعهدات بینالمللی از سوی این کشور، حاضر به مذاکرات مستقیم نشد. عمر دولت روحانی به اتمام مذاکرات قد نداد و فرجامِ مذاکرات تا نقل و انتقالِ قدرت اجرایی در ایران به تعویق افتاد.
دولت جدید ایران بر بستری از مواضع قبلی و مولفههای واقعیتهای میدانی به سناریوی مبهم صبر و انتظار تکیه کرد. تهران به درستی و با استناد به ضررهای هنگفت ناشی از خروج آمریکا از برجام مواضع ضد و نقیضی اتخاذ کرده بود. اعضا و حامیان دولت رئیسی قبل از کسب قدرت، به شدت برجام را مورد حمله قرار میدادند. استقبال از مذاکرات احیای برجامی که آن همه از سوی آنان مورد هجمه بوده، تا اندازهای می توانست موجب متهم شدن به مخالفت با توافقی شود که اگر نه تماما اما حداقل بصورت نسبی قادر به تامین منافع ملی بوده است. به عبارتی به این متهم میشدند که در راستای رسیدن به منافع جناحی، منافع ملی و عمومی را نادیده گرفتهاند. از طرفی آنها برجام را دستپختِ نگرش «نگاه به غرب» میدانستند و بدون تلاش برای آغاز مجدد مذاکرات، میکوشیدند تمایل خود را به استراتژی «نگاه به شرق» برملا سازند.
در همین راستا، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، فشارهای حداکثری برای بازگشت به مذاکرات برجام را با عبارت «به زودی» به تعویق میانداخت. از آن سو، اتفاقاتی مانند تشدید فشارهای اسرائیل در چارچوب سناریوی «هزار خنجر» از جمله خرابکاری در تاسیسات هستهای، غائله مرزهای شمالغربی با جمهوری آذربایجان، حمله سایبری به سیستم سوخت رسانی ایران و تا اندازهای تثبیت دولت رئیسی، موجب تعیین زمان احیای مذاکرات برجامی در 8 آذر ماه آتی (مصادف با 29 نوامبر 2021) شده است.
-چشمانداز مذاکرات برجام
این درحالی است که مجموعه رخدادهای پیشامذاکراتی و مواضع طرفین در قبال کم و کیف مذاکرات، چشمانداز روشنی از مذاکرات پیشرو را نشان نمیدهد. در واقع، سطح و ابعاد انتظار طرفین اصلی مناقشه یعنی ایران و آمریکا از کارکردهای برجام متفاوت است. در یک سو، نگاهی مضیق و در دیگر سو نگاهی موسع. به عبارتی، ایران تمایل دارد که چارچوب مذاکرات صرفا منحصر به منازعه هستهای باشد و با تعمیم آن به سایر حوزهها به شدت مخالف است. برخی خوشبینانه میگویند اگر این مدل از حلوفصل اختلافات موفقیتآمیز باشد میتوان در آینده به سایر حوزه های اختلافی نیز ورود کرد، اما درحالیکه تجربه برجام پیش روی ماست؛ بسط مذاکرات به سایر حوزهها غیرمعقولانه و ناشدنی است.
نگرشِ دیگری هم ادعا میکند که غرب بنا دارد با توسل به مذاکرات، ایران را از اهرمهای اقتدارآمیزش محروم کند. آمریکا اما برجام را فینفسه هدف نهایی نمیبیند و آن را درگاهی برای ورود به حوزههای دیگر؛ مانند نقش منطقهای ایران، حقوقبشر و توان موشکی میداند. واشنگتن قصد دارد مذاکرات را از روند جزیرهای، جدا کند و ماهیتی مجموعهای به آن بدهد، اما این سیاست با پرهیز جدیِ ایران مواجه شده است. این آیتمها، مراحل کلانتر سطوح اختلافی است. هنوز رفع تحریمها و حتی نقطه آغاز مذاکرات نیز محلِ اختلاف است و شروطی که سخنگوی وزارت امور خارجه ایران مطرح کرده به مراتب فضا را بیشتر از پیش مهآلود میکند.
-طرح و تئوری توافق موقت
اکنون صحبت از «توافق موقت» توسط طرف آمریکایی به میان آمده که از جنبههای مختلف قابل تحلیل است. این ایده که توسط مشاور امنیت ملی آمریکا مطرح شده، حداقل به «چند هدف و دلیل» قبل از آغاز مذاکرات احیا برجام (8 آذر) رسانهای شده است. برخی کشورها اعاده برجام را به صلاح منافع و امنیت خودشان نمیبینند؛ مهمترین آنها یعنی اسرائیل سالها است با استراتژی ابهام، تنها ناقض راهبرد «منطقه عاری از سلاح هستهای» محسوب میشود. اسرائیل با تمام توان میکوشد تا این انحصار حفظ شود. حمله به تاسیسات و دانشمندان هستهای عراق، سوریه و ایران در همین راستا بوده است. آمریکا با اشراف به زمانبر بودن روند احیای برجام، میکوشد با این طرح (توافق موقت) اسرائیل را قانع کند که دست از مخالفت رو به تزاید بردارد و اخلال جدی در روند مذاکرات ایجاد نکند.
هدف دیگر آمریکا از «توافق موقت» این است که با رفع قطرهچکانیِ بخشی از تحریمها، پروسه افزایشیِ فعالیتهای هستهای ایران را متوقف کند. با این ترفند که مشخص نیست مورد موافقت تهران قرار گیرد، واشنگتن موفق میشود با مکانیزم خرید زمان سرعتِ فعالیتهای هستهای ایران را کُند سازد تا بتواند در برهه مذاکرات به توافق درازمدتی دست یابند. آمریکا قصد دارد با آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده ایران و همچنین مبادلات کالاهای بشردوستانه معافیتهای تحریمی را ایجاد کند و در مقابل، این کشور را وادار به حداقل توقف غنیسازی با غنایِ 60 درصد کند. آمریکا در صدد است که چارچوب خواستههای ایران در مذاکرات را با ترفندِ رجزخوانیهایِ اسرائیل از یکسو [پلیس بد با سناریویِ رضایت به تب بجای مرگ] و خواستن از چین و روسیه برای فشار بر جمهوری اسلامی از سوی دیگر، محدود کند.
- واکنش احتمالی ایران به ایده توافق موقت
دستیابی جمهوری اسلامی به بخشی از داراییهای مسدودشدهاش در هفتههای اخیر (3 و نیم میلیارد دلار] و همچنین احتمال پرداخت بدهیِ قدیمی بریتانیا به ایران از جمله اهرمهایی است که برای تحریض این کشور به ازسرگیری مذاکرات ارائه شدهاند. اینکه آیا این «توافق موقت» قادر است تنشِ میان ایران و آمریکا را کاهش دهد، با توجه به زیادهخواهیهای اسرائیل و ابعاد متنوع اختلافات، امیدوارکننده نیست، هرچند شاید بتواند به تسهیل مذاکرات کمک کند. ایدهآل ایران رفع تمام تحریمها است، اما اگر «توافق موقت» قادر باشد گشایشهای قابل توجهی برای اقتصاد این کشور فراهم کند، احتمال دارد با احتیاط و با طرح «گام در برابر گام» رویِ خوشی به آن نشان دهد.
مخلص کلام اینکه؛ نفسِ انعقاد برجام برای تهران رفع تحریمها بود، آمارهای مربوط به زمان اجرای مفاد این توافق، نیز نشان از موفقیت آن داشت، اما با خروج ترامپ، بازی یکطرفه شد و ایران دستاوردهایش را یکسره از کف داد. اضافه بر آن، کسرِ زیادی از تحریمهای جدید نیز بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد. از این رو، اگر بنا باشد تحریمها پابرجا باشند [حداقل تحریمهای هستهای] مفهوم مذاکره و احیای برجام از حیز انتفاع خواهد افتاد. آنچه میتواند «پاشنه آشیل برجام» و مانع بلندشدن دود سفیدی از دودکش مذاکرات باشد، بازیگری طرفهای ثالث، کمیت و کیفیت رفع تحریمها و از همه مهمتر اصطکاک نگاهِ حداقلی- حداکثریِ ایران و آمریکا به مذاکرات است. البته نقشآفرینی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مواضع دبیرکل این نهاد و خروجیِ نشست اعضای شورای حکام نیز میتواند در روندِ مذاکرات تاثیرات مهمی داشته باشد.
[دکتر سیدقائم موسوی، استاد علوم سیاسی و نویسنده کتاب «چرخه دموکراسی و توسعه در ایران» و چندین مقاله علمی-آکادمیک پیرامون روابط تهران-واشنگتن، مقایسه سیاست خارجی ایران در دوره خاتمی و احمدینژاد و ساختار توسعه در دولت روحانی است.]
* نکات مندرج در این مقاله، بیانگر دیدگاه نویسنده است و الزاما رویکرد خبرگزاری آناتولی نیست.
news_share_descriptionsubscription_contact

