استانبول/عبدالسلام سلیمی/خبرگزاری آناتولی
احمد اکبرپور، نویسنده ایرانی و صاحب چندین جایزه ملی و بینالمللی در زمینه ادبیات کودکان و نوجوانان که اخیرا دو کتاب او نیز به زبان ترکی ترجمه و در ترکیه منتشر شده است، در یک گفتوگوی اختصاصی با خبرگزاری آناتولی، جایگاه، تاثیرات، پتانسیلها، دستاوردها و موانع پیش روی این حوزه در کشورش را تشریح کرد.
وی در سفر خود به ترکیه به دعوت دکتر علی گوزلیوز استاد و رئیس دپارتمان زبان فارسی دانشگاه استانبول در جمع دانشجویان این رشته نیز حضور یافت و ضمن قرائت گروهی کتاب «غول و دوچرخه» خود، به بررسی وضعیت ادبیات کودک و نوجوان در ایران پرداخت و به پرسش های مختلف آنان پاسخ داد.

استاد اکبرپور سپس در مصاحبه با خبرنگار آناتولی به تشریح دیدگاههای خود درباره ادبیات کودکان و نوجوانان در ایران و جهان پرداخت که مشروح آن در ادامه میآید. او درباره انگیزههایش از ورود به این حوزه گفت:
«من چون فارغالتحصیل رشته روانشناسی هستم، همواره دل مشغول مسائل کودکان بودم. حضورم در تهران و آشنایی با نویسندگان مطرح این عرصه نیز دلیلی بر افزایش علاقه من به ادبیات کودک و نوجوان شد. دلیل دیگر ارتباط شورای کتاب کودک ایران با مراکز مهم این بخش در دنیاست.
شورای کتاب کودک ایران 56 سال پیش تاسیس شد. ایران سپس به عضویت شورای جهانی کتاب کودک و نوجوان «IBBY» درآمد. ترکیه نیز اخیرا عضو آن شده است. نقش ایران در این شورا همواره پررنگ بوده است. مثلا در دوازده دوره مسابقات آن حداقل یک ایرانی در هئيت داوران حضور داشته است. فعالیت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران نیز دو سال بعد آغاز شد.»
وی درباره ادبیات کودک در ایران در گذشته و حال و تفاوت آن با داستان های بزرگسالان نیز اظهار داشت:
«ادبیات ایران در نسل قدیمیترش، تعلیمی و آموزشی است. یعنی بیشتر می خواست کودکان را مطیع و بنده بار بیاورد و نه آزاد و خلاق. دوست داشتند کودکان را از یک زاویه دیگر نصیحت کنند. ولی بعد از آموختن روانشناسی متوجه شدم که کودک مینیاتور بزرگسال نیست، بلکه فهم دنیای پیچیده را دارد.
کودک اندازه بزرگسال واژه ندارد ولی فهمش از دنیا فرق میکند. با همان گنجینه واژگانش میشود خلاقیت را به او یاد داد. مهمتر اینکه، در جوامع شرقی میتوان پرسیدن را به او آموخت که درباره مسایل مختلف سوال کند، پاسخگو و مسئولیتپذیر باشد. یا حس کند که ذات انسان آزاد است و با کلمات یاد بگیرد که هیچ نوع دیکتاتوری را برنتابد.
هدف من این است که کودکان با توجه به فرم و محتوای کتابهای قصه، آن ذات آزاد خود را بیابند و افرادی خلاق و دارای قدرت تخیل بالا باشند. آنان باید بتوانند در علم و دانش نیز پیشرفت کنند، زیرا تخیل زیربنای علم است. در زمینه شغلی نیز باید بتوانند خلاق باشند نه دنبالهرو.»
اکبرپور در پاسخ به پرسش که «آیا ادبیات مستقل کودک در ایران توانسته به سیستم آموزشی رسمی این کشور مانند مدارس راه پیدا کند یا اینکه با مانع و سانسور مواجه بوده است؟» گفت:
«در ایران برای کتب درسی از آثار نویسندگان خاص استفاده میشود. پدیده نویسندگان خودی و غیرخودی مشهود است. هر اثری به راحتی امکان ورود به سیستم آموزشی ایران را ندارد و نمیتواند در تلویزیون تبلیغ شود. معمولا از یک سری نویسندگان که شرایط ویژهای دارند و ارتباطشان با سیستم و حکومت بهتر است استفاده میشود.
در حوزه کتاب کودک سانسور نیز وجود دارد؛ بعضا میگویند ممکن است بدآموزی داشته باشد. این مانع برای کتابهای ترجمه و نویسندگان کودک خارجی بسیار کمتر است. یعنی ممیزی برای نویسندگان ایرانی سختگیرانهتر است. معمولا شاهد دو یا سه سال تاخیر در چاپ کتاب بودهایم. هرچند خودم تاکنون با ممنوعیت مواجه نشدهام.
شورای کتاب کودک و نوجوان ایران به عنوان یک ان.جی.او و نهاد مدنی مستقل هیچ اختیاری برای دفاع از حق نویسندگان جهت چاپ و انتشار آثارشان ندارد. نظارت و ممیزی کتاب در ایران در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این کشور است و هیچ ربطی به انجمنها و نهادهای مربوط به نویسندگان ادبیات کودک ندارد.»
او درباره نوع و میزان پرداختن نویسندگان کتاب کودک در ایران به معضلات و بحرانهای اجتماعی مانند 20 میلیون نفر حاشیهنشین، کودکان کار، بچههای افراد معتاد، فرزندان مهاجران افغان هم تصریح کرد:
ما در ایران هم دارای نویسندگان تخیلی هستیم و هم نویسندگان رئال، که البته هر دوی آنها برای کودکان لازم است. این طیف بسیار وسیع است. کودکان به شنیدن و خواندن فانتزی و طنز و واقعیت به یک نسبت نیاز دارند. در زمینه "کودکان کار" آقای محمدرضا یوسفی چند اثر دارد. بنده نیز در زمینه "کودکان طلاق" رمان "سه سوت جادویی" را نوشتهام.
نکته مهم اینکه؛ سطح کتابخوانی در ایران بسیار پایین است و نمیتواند موج اجتماعی ایجاد کند. در زمینه محرومیت از تحصیل کودکان افغان در ایران نیز وضع بر همین منوال است. بنابرین ما فاقد ادبیات تاثیرگذار هستیم، چون مخاطبان بسیار محدود هستند. مسئولین ما نیز رابطه خوبی با ادبیات ندارند. آنها ممکن است آکادمیک باشند، اما اهل مطالعه داستان نیستند.
مطالعه در ایران امر فراگیری نیست. برخلاف آثار سینمایی به هر نوع کتاب کودک خارجی در ایران اجازه ترجمه داده میشود. تعداد آثار خارجی در کشور ما صد برابر کتابهای ایرانی است. همانند جنس خارجی در مقابل ایرانی این ذهنیت ایجاد شده که کتاب خارجی بهتر از ایرانی است. در ایران سالانه چند کتاب خوب داریم که در این هجوم گم میشود.
ما بیشتر در زمینه برگزاری جشنواره موفق بودهایم تا عامه مردم. بسیاری از نویسندگان ما از طبقه محروم و توجهشان نیز در نگارش داستان عمدتا به این قشر بوده است. در ایران هنوز ادبیات بهعنوان مدیای تاثیرگذار نمیتواند وارد میدان شود؛ نه فروش خوبی دارد و نه حمایتی از طرف مسئولین دیده میشود. صرفا نویسندگان خاصی از حمایت برخوردار هستند.»
از او پرسیدیم «آثار شما بیشتر حول رویا، سادگی، سادهزیستی، صلح و تلاش برای نجات کودکان از تنشهای سیاسی و اجتماعی است. مردم جنوب ایران به عنوان زادگاه خودتان با دریا، نخل، بیابان و حافظ و سعدی انس گرفتهاند. این فضا چه تاثیری در کارهای شما و ادبیات کودک در جنوب ایران داشته است؟». وی در این زمینه گفت:
«ادبیاتی موفق است که از دل زادبوم خود خارج شده باشد. انتشار آثار من در آمریکا، کانادا، چین و کره جنوبی نشان میدهد که این ملتها با فضای جامعه ما آشنا نبودند. خارجیان جنوب ایران را تجربه نکرده اند. من اهل تقلید از آنها نیستم، چون این کار؛ یعنی فروش بنز به آلمان یا بردن زیره به کرمان.
برای دیده شدن کاری در دنیا، باید بر زادبوم، افسانهها، فرهنگ و فولکلور تکیه کرد. البته باید این موارد را با تکنیک های جدید غربی و روال جدید داستان نویسی ترکیب کنیم تا ادبیاتی خلق شود که برای دنیا نیز تازگی دارد.»
اکبرپور در پایان درباره انتشار کتابها و موفقیت هایش در خارج از ایران، از جمله ترکیه هم اظهار داشت:
«دو کتاب «من نوکر بابا نیستم» و «امپراطور کلمات» از من به ترکی ترجمه و در ترکیه چاپ و منتشر شده است. کتاب اول در فضای جنوب ایران نوشته شده است. بنابراین ویژگیهای بومی هر منطقه کمک بسیار زیادی به نویسنده میکند. کارهای من در کانادا، آمریکا و چین نیز ترجمه شده است.
خیلی دوست دارم آثارم به ترکی و عربی ترجمه شود. فضای فرهنگی ترکیه و ایران در هم تنیده است. فرهنگ برخی شهرهای ایران؛ مانند تبریز شبیه استانبول است. فرهنگ ایرانیها، ترکها و عربها را نمیتوان از هم جدا کرد. اگر ادبیات کودک را از طریق همکاری تلفیق کنیم به سطح بسیار بالایی ارتقا خواهیم یافت. باید ادبیات کودک شرقی را به دنیا معرفی کنیم.
نوجوانی من با آثار عزیز نسین و جوانیام با کتابهای یاشار کمال، ناظم حکمت و اورحان پاموک گذشت. با دکتر ویسل باشچی از ترکیه و دارنده جایزه برتر شورای کتاب کودک ایران و همچنین پرفسور علی گوزلیوز که آثار نویسندگان ایرانی مانند فروغ فرخزاد و دیوان حافظ را به ترکی ترجمه کرده، ارتباط و دوستی دارم.
رضا صیامی زاده، که فیلمساز و سالها مقیم ترکیه بودهاند نیز به بنده خیلی کمک کردند. خانم میرزایی که شاعر و در آنکارا ساکن است و افراد دیگری نیز در شهرهای مختلف ترکیه در زمینه ترجمه آثار کودک و داستانهای ایرانی به زبان ترکی با ما همکاری دارند.
در پایان عرض میکنم که باید کارگروههای مشترک در سفارتخانهها ایجاد شود تا آثار برگزیده کشورهای مختلف با ترجمه در اختیار افراد قرار بگیرد. باید تعاملات و برگزاری سمینارها در این زمینه را افزایش داد. اگر آثار ترکها، عربها و ایرانیها در کنار هم باشند میتوانیم ادبیات خوب و ساختارمند و پیشرفته و مدرن خود را به دنیا بشناسانیم.»
news_share_descriptionsubscription_contact



