27 ژوئیه 2016•بهروزرسانی: 27 ژوئیه 2016
استانبول/ خبرگزاری آناتولی
پروفسور محمود ارول قلیچ، استاد عرفان و تصوف دانشگاه مرمره استانبول در گفتوگو با خبرنگار آناتولی در مورد کودتای نافرجام نظامیان وابسته به گروه تروریستی تشکیلات دولت موازی «فتح الله گولن» اظهار داشت: "تحلیل رویداد مذکور تنها بر اساس گزارش های سیاسی، اطلاعاتی و رسانهای در مورد گروه مذکور کافی نیست، بلکه پیش از این، متخصصان علوم دینی باید به بررسی مکتب فکری و عقیدتی این گروه بپردازند، زیرا اقدام این گروه به کودتا معلول يك سلسله عوامل فکری و عقیدتی است".
ادامه سخنان استاد اورول قلیچ به شرح زیر است:
انسان به طور فطری خداجو و دینگراست و هیچ چیزی را فرا نمیگیرد، مگر اینکه آن را در منظر خدا و دین قرار دهد. اساس عرفانهای نوظهور در صورتی که بر مبنای سنتهای صحیح دینی نباشد، از اندیشه و توهمات در معرض آسیب روح و روان موسسین و نیت و قصد خوب هواداران متاثر میشود. تاریخ نشان داده است که این امر ویژه جریانهای دینی و مذهبی نبوده، بلکه در جریانهای سیاسی نیز دیده می شود. حتی کمونیسم در بی دینی و آتئیسم در خداناباوری هم از تقدیس و پرستش پیروانش در امان نبوده است.
رژیم کروه شمالی در قرن جاری آخرین نمونهای است که در آن یک جنبش سیاسی ضدفرقهای از سوی بارومندان خود به یک مکتب دینی و مذهبی تبدیل شده است. تا جایی که فلسفه تقدسگرایی نسبت به رهبر این کشور حتی در جایگاه هایی مانند فوتبال و موسیقی نیز مشاهده میشود.
بنابراین اگر سلسله مراتب تقدیس و پرستش برای پیروان و هواداران درست معرفی و تبیین نشود، میتواند آن را سرمنشاء آسیب هایی که گفته شد، دانست. جنبش های ایدئولوژیک سیاسی می تواند به یک جنبش مذهبی و دینی هم تبدیل شود، برخی از جنبش های دینی که مبنای آنها سنتهای صحیح دینی نیستند، هم مستعد تبدیل شدن به جنبش های سیاسی و ایدئولوژیک هستند. نقطه مشترک هر دوی این پدیده ها، توهم خود را مامور جهان دانستن است.
تبدیل اندیشه سیاسی تئودور هرتزل به صهیونیسم دینی و همچنین اندیشه عقاب سفید هیتلر به ایدئولوژی نازی را می توان به عنوان نمونه هایی دیگری ذکر کرد. رهبرانی که دارای چنین توهمی هستند به مرور زمان خواهان تسلط بر انسان ها و سپس بر دولت و حتی در نهایت بر کائنات و باعث نگرانی بزرگ در سطح جهان میشوند.
برخی کشورها از زمان پیروزی سلجوقیان بر روم شرقی و ورود ترک های سلجوقی به آناتولی در سال 1071 و فتح استانبول به دست سلطان محمد فاتح عثمانی در 1453 نقشه هایی برای سلطه بر خاک ترکیه پرورانده اند. این یک موضوع آشکار و روشن است. سیاست اشتباه جمهوری نوبنیاد ترکیه و اصرار آن بر سر دو اصل ملیتگرایی قومی که منجر به خلع تقدس از دین و شکاف بین اقوام ترک و کُرد شد مانند زخمی است که درد آن هنوز ادامه دارد. مسئله دوم نیز مبنا قراردادن دین است. ملاک قراردادن دین در جایگاهی که به جای یک فلسفه عادی و باطنی، تبدیل به ابزار ایجاد تمایز در ادارات و نهادهای عمومی شده است. اگر شما اعضای ارتش را صرفا از افراد غیرمتدین انتخاب کنید، عده ای هم با یک سری عملیات در پی نفوذ به درون آن میشوند که عواقب تلخ آن را همگی مشاهده کردیم.
این دو موضوع تا زمانی که با شیوه اداره نوین جامعه تطبیق داده نشود، ترکیه همواره در حالت غیرعادی خود باقی خواهد ماند. کشور ما مشکل بزرگتر از این دو مسئله ندارد. منابع اطلاعات و جاسوسان کشورهای خارجی به خوبی این دو مشکل را می شناسند و با دقت بر روی آن سرمایه گذاری میکنند. آنها از سویی از مسئله ملیتگرایی قومی شرق آناتولی و از سوی دیگر از مسئله دین سوءاستفاده کرده اند. سوءاستفاده از یک جامعه دینی با توهمی که ابعاد آن را ذکر کردم برای انجام اعمالی که خودشان سال ها نتوانسته اند مستقیما بر سر این کشور پیاده کنند، قابل تأمل است.
گروه فتح الله گولن پیش از این نیز کمابیش دست به چنین اقداماتی زده بودند و میخواستند با کودتای خونین 15 جولای اقدامات خود را به نتیجه برسانند، اما با عنایت الهی، همت روحانیون و شجاعت مردم موفق نشدند. هیچ کس نمیتوانست دیوانگی این گروه گمراه را که قصد سیطره پلیس های ویژه، اصناف، دانشجویان، حافظان، امامان و درویشان داشتند، از قبل پیشبینی کند. کشتن انسان های بیگناه و همچنین خودکشی اعضای این گروه در برخی مواقع نشانگر فرهنگ فرقهای آنهاست، از این رو، کاربرد واژه حشاشون (نام فرقه ای در دوران سلجوقی که در تاریخ با سوء قصدهایشان شناخته می شوند) در مورد آنها تشبیه بسیار بهجایی است.
موضع فتح الله گولن سردسته این گروه نسبت به کشور همسایه ما؛ ایران و مذهب این کشور مشخص بود و از سوی اربابان آنها نیز ثبت شده است. اگر مزدوران این گروه اداره ترکیه را به دست میگرفتند، نقشه دوم اربابان آنها ایجاد جنگ بین ایران و ترکیه میبود. بدین وسیله دو کشور بزرگ مسلمان در مقابل هم صف کشیده و آنها نیز به هدفشان میرسیدند. من معتقدم که ما میتوانیم مشکل مان با کشور همسایه را از طریق میز مذاکرات حل کنیم.
بالای هر دست، دستی وجود دارد. این دست بر آن نقشههای پلید چیره شد. تمام مردم و ساختار معقول ترکیه در مقابل این اقدام مقاومت کردند. فرزندان اصیل سرزمین ما در مقابل این عملیات که ریشه آن در خارج مرزهاست مقاومت ملی از خود را نشان دادند. چپ، راست، متدین غیرمتدین، کرد، ترک، علوی و سنی و تمام گروههای مخالف در مقابل این اقدام حول یک محور و ارزش مشترک گرد هم آمدند.