29 ژانویه 2026•بهروزرسانی: 30 ژانویه 2026
بوگوتا / سنان دوغان/ خبرگزاری آنادولو
مجتمع عظیم نظامی فوئرته تیونا در کاراکاس که وزارت دفاع، واحدهای مسکونی و تأسیسات متعددی را در خود جای داده، در ساعات اولیه بامداد سوم ژانویه هدف عملیات نیروهای آمریکایی قرار گرفت. اکنون سکونی سنگین بر منطقه حاکم است، در حالی که پرچمهای ونزوئلا و شعارهای حمایتی از مادورو بر دیوارها و بالکنها خودنمایی میکند.
ساکنان محلات اطراف پایگاه نظامی «فوئرته تیونا» در کاراکاس که نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا و همسرش سیلیا فلورس در آنجا توسط نظامیان آمریکایی بازداشت شدند، در گفتوگو با آنادولو، تجربه خود از آن شب را روایت کردند.
مجتمع نظامی فوئرته تیونا در ساعت 01:45 دقیقه بامداد سوم ژانویه به وقت محلی، هدف عملیات ارتش آمریکا علیه مادورو قرار گرفت. این پایگاه یکی از راهبردیترین و محافظت شدهترین مناطق ونزوئلا بهشمار میرفت.
این مجموعه عظیم نظامی که مساحتی در حدود 15 کیلومتر مربع را دربر میگیرد، شامل وزارت دفاع، واحدهای مسکونی نظامی، دانشگاهها و شمار زیادی واحد تجاری است. پس از حمله آمریکا، اکنون نوعی سکوت بر منطقه حاکم شده است. بر بالکن بسیاری از خانههای اطراف فوئرته تیونا، پرچمهای ونزوئلا آویزان است و بر دیوارهای ورودی پایگاه نیز شعارهایی در حمایت از مادورو و با مضمون «آزادی برای مادورو» دیده میشود.
ساکنان منطقه میگویند که خاطرات آن شب را هرگز فراموش نخواهند کرد. اتن کاروالیو، یکی از ساکنان منطقه، با اشاره به ترس شدید خود پس از شنیدن صدای نخستین انفجار، گفت: سربازان پایین ساختمان بودند و از ما خواستند فورا محل را ترک کنیم، چون ساختمانی که در آن زندگی میکردیم هم میتوانست هدف موشکها قرار بگیرد.
او در توصیف آشفتگی آن شب افزود: برق به کلی قطع شد. با شنیدن اولین انفجارها، دست دختر هفت سالهام را گرفتم و با عجله به پایین دویدیم. بعضیها حتی فرصت نکرده بودند لباس مناسب بپوشند. کودکان با ترس به پدر و مادرشان چسبیده بودند.
ادوین گومس، از دیگر ساکنان فوئرته تیونا نیز با بیان اینکه هنوز نتوانسته وقایع شب سوم ژانویه را فراموش کند، تصریح کرد: دیدم که برخیها از شدت ترس استفراغ میکردند. واقعا وضعیت وحشتناکی بود. برای ما ونزوئلاییها چنین چیزی کاملا بیسابقه بود. برق قطع شده بود. هنگام پایین آمدن از پلهها، صدای جیغ و گریه کودکان را میشنیدیم. بیشتر مردم بهشدت تحت تأثیر قرار گرفته بودند و همه با وحشت در حال فرار و تلاش برای خروج از منطقه بودند. در ابتدا نمیدانستیم چه اتفاقی افتاده، چون اصلا انتظار چنین چیزی را نداشتیم. اما وقتی صدای هلیکوپترها را شنیدیم، کمکم متوجه ماجرا شدیم.
دلسی سوجو، یکی دیگر از ساکنان، گفت آن شب دیر خوابیده بود و توضیح داد: بعد از خاموش کردن کامپیوتر و تلویزیون، صداهایی شنیدم. وقتی از پنجره نگاه کردم، آتش زیادی دیدم. همه خیلی ترسیده بودند. شروع کردیم به فریاد زدن و دویدن و فکر میکردیم کشورمان را اشغال کردهاند.
لورا فریریرا نیز اعلام کرد که یکی از همسایههایش پس از حمله آمریکا دچار سکته قلبی شده و جان باخته است. او ادامه داد: بلافاصله بعد از اولین بمباران، با وحشت از خواب پریدیم. نمیدانستیم چه اتفاقی افتاده. برق قطع بود. بعضی از انفجارها را با چشم دیدم. واقعا وحشتناک بود و حقیقتا نمیفهمیدیم چه خواهد شد.