22 اکتبر 2020•بهروزرسانی: 23 اکتبر 2020
گنجه/خبرگزاری آناتولی
تیمور سرکاروف٬ شهروند اهل شهر گنجه آذربایجان که در حمله موشکی ارمنستان، 5 عضو خانواده از جمله برادرزاده 10 ماهه خود را از دست داده، گفت: هنوز هم نمیتوانم باور کنم که چه اتفاقی افتاده و انگار دارم خواب میبینم.
سرکاروف 46 ساله که در 17 ماه اکتبر با عکسی که قبل از دفن برادرزاده 10 ماههاش گرفته خبرساز شد٬ در گفتوگو با خبرنگار آناتولی در باره لحظه حمله و دفن اعضای خانوادهاش اظهارداشت:
"در یک کیلومتری خانه خانوادهام زندگی میکنم و قبل از حمله به بالکن آمده بود تا سیگار بکشم که در آن لحظه صدای انفجار شدیدی را شنیدم. وقتی فهمیدم موشک نزدیک خانه پدرم افتاده٬ بلافاصله به منطقه حادثه رفتم اما هیچ اثر از آن و خانههای همسایه نبود. در گرد و غبار و دود چیزی به جز آوار دیده نمیشد. در آن لحظه کاملا در شوک بودم. در آن شب 13 نفر در خانه ما زیر آوار بودند. من اجساد بی جان خواهرم سویل و برادرزاده 15 ساله ام نگار را از زیر آوار بیرون آوردم. دقیقا یادم نیست چند ساعت طول کشید تا به همه اجساد رسیدیم. آن روز همه خانوادهام را از دست دادم. غیرقابل توصیف است و هنوز هم باور نمیکنم".
-روز تولدش به خاک سپرده شد
سرکاروف با اشاره به اینکه برادرزاده نهماهه خود «نارین» را قبل از خاکسپاری در آغوش گرفته بود٬ گفت: "من در آن لحظه کنترلی روی خودم نداشتم. انگار در خواب بودم. حتی عکسی را آن لحظه از من گرفتهاند به خاطر نمیآورم. نگار نیز قرار بود تولد شانزده سالگ اش را جشن بگیرد. مانند سال گذشته قصد داشتیم برای وی یک کیک تولد بخریم اما در همان روز به خاک سپردیمش!. آرزو میکنم هیچ کس چنین دردی را تجربه نکند. کاش من به جای آن 5 نفر میمردم".
-اول صدای مادر و بعد پسرم را شنیدم
روشن عسگروف، برادر ناتنی سرکاروف نیز که در این حمله زیر آوار مانده بود، گفت: "در حین حمله با مادر و پسرش در یک اتاق خوابیده بودیم و به خاطر نمی آورم که چند ساعت در زیر آوار ماندهام".
وی افزود: هنگام حمله 13 نفر در خانه ما حضور داشتند و و در حالی که همه خواب بودند پنج خانه نیز به همراه ما به طور کامل مورد اصابت موشک قرار گرفت. ابتدا صدای مادرم و پسرم را شنیدم. هر دو آنها با من بودند. نمی دانم چند ساعت زیر آوار بودم. شوكه شده بودم. پس از اولین انفجار بزرگ رنگ آتش قرمز را به یاد میآورم و دیوارهایی که بر روی ما فرو می ریختند. چیز دیگری به خاطر نمی آورم".
وی اظهار داشت که با جراحات اندک روی سرش از آوار بیرون آورده شد اما گوش راستش به خوبی نمیشنود.