19 نوامبر 2022•بهروزرسانی: 21 نوامبر 2022
مادرید/ شنخان بولیلی/ خبرگزاری آناتولی
خوزه نونز تنا، روزنامهنگار اسپانیایی که 40 روز را در سال 2016 در اردوگاه پناهندگان «کاتسیکاس» یونان سپری کرده است، کتابی درباره مشاهداتش از وضعیت وخیم پناهندگان در این اردوگاه کتابی با عنوان «شکرا دوستانم» تالیف و منتشر کرده است.
تنا که در سال 2016 داوطلبانه برای کمک به پناهندگان به یونان رفته بود، در مصاحبه با خبرنگار آناتولی به شرح «روزهای سخت» زندگی خود در اردوگاه پناهندگان کاتسیکاس و روند تالیف کتابش پرداخت.
وی اظهار داشت: میخواهم تجربیاتم را با نوشتن در مورد اتفاقاتی که در اردوگاه افتاد، به اشتراک بگذارم. دیدگاهم درباره مهاجران و پناهندگان غیرقانونی تغییر کرد. سفرم را به قصد توزیع غذا و پوشاک بین پناهندگان و پیگیری برای حل مشکلاتشان آغاز کردم و ناخواسته به بسیاری از نقاط مختلف رفتم.
این روزنامهنگار اسپانیایی افزود: «آلودگی اطلاعات و تعصبات بزرگترین علت و مشکل مهاجران در اروپا است. آنها در چادرهای پارچهای و ضد آب زندگی میکردند و زمان بارندگی اوضاع یک فاجعه کامل بود. همچنین هیچ اطلاعاتی در مورد اینکه چقدر باید منتظر بمانند و چه سرنوشتی در انتظارشان است داده نمیشد. این امر باعث نومیدی شدید شد. مردم آنجا آمدند چون از جنگ فرار کردند و هیچ فرقی با شما نداشتند.آنها کاری نکردند که مستحق این رفتار باشند. وقتی اینها را میبینید، از انسانیت شرمنده میشوید، فرقی نمیکند از کجا آمدهاید، در اروپا یا هر جای دیگر دنیا».
تنا در ادامه گفت: «کمپ کاتسیکاس یک دوره آموزشی کامل برای من بود. این دنیایی است که در آن چشمان خود را باز میکنید و دهان خود را میبندید. زیرا شروع به یادگیری چیزهایی میکنید که تعصبات را در هم میشکند. پس از مدتی با در میان گذاشتن مشکلات خود با افرادی که با آنها هستید دوست میشوید. آنها به دنبال چه هستند؟ چرا کشورشان را ترک کردند؟ شروع به زیر سوال بردن آنها میکنید. متوجه میشوید که دنیای دیگری به همان اندازه ارزشمند وجود دارد. مثل شما. منم مثل خیلی از مردم اروپا تعصبات خودم را داشتم. این تعصبات به دلایل سیاسی و مذهبی و نژادی دارد. بزرگترین اشتباه این است که آلودگی اطلاعات و تعصبات را در یک سبد قرار بدهید. اما وقتی به این کمپها میروید. شروع به یادگیری میکنید. آلودگی اطلاعاتی زیادی در اروپا و سایر نقاط جهان وجود دارد و پیش داوریهایی وجود دارد که باید روی آنهها کار کرد تا از بین بروند».
خوزه نونز تنا با تاکید بر اینکه صحبتهایی که با بچههای اردوگاه داشته بیشتر تحت تاثیر قرار گرفته است، گفت: «کسانی بودند که یا از جنگ فرار کردند یا از داعش، داستان هر فرد بسیار تاثیرگذار است، اما چشمگیرترین آنها بچهها هستند. بچههای زیادی در اردوگاه بودند. دنیای بچهها متفاوت است، بسیار پاکتر و تمیزتر. چرا خانههایشان را ترک میکنند؟ یک پسر 7 ساله سوری به من گفت (دوست من، من بد نیستم. من از دست آدمهای بد فرار میکنم) در واقع این احساس عمومی بود که همه پناهندگان در این کمپها احساس کردند. همه باید این را درک کنند».
تنا گفت: «وقتی وضعیت وخیم کمپ پناهندگان در یونان را دیدم، مدتی از اروپایی بودن احساس شرم کردم. برای سوریهایی که از جنگ در کشورشان فرار میکنند، معنای آمدن به یونان در نگاه اول این است که «ما به هدف خود رسیدیم». هنگامی که پناهندگان برای اولین بار به یونان آمدند خوشبین هستند. با این حال، پس از روزها، هفتهها، ماهها انتظار، بلاتکلیفی و شرایط بد در اردوگاه، برخی به فکر بازگشت به ترکیه بودند، در حالی که برخی دیگر به ماندن در کاتسیکاس و ادامه تحمل برای رفتن به آلمان، مقصد نهایی خود، فکر میکردند. من میگویم آلمان، زیرا برای آنها اروپا به معنای آلمان بود. وقتی میگفتیم ( اسپانیا یا کشورهای دیگر) همیشه پاسخ (نه) میگرفتیم. یونان تنها یک ایستگاه برای آنها بود، اما مدت زمان ماندن آنها مشخص نیست».