Moharram Pourbagheri
30 ژوئن 2019•بهروزرسانی: 01 ژوئیه 2019
ادلب/خبرگزاری آناتولی
ام محمد شهروند 55 ساله سوری که همراه با دخترانش دو سال را در زندان رژیم بشار اسد به سر برده است، مشاهدات خود را در این زمینه را برای خبرگزاری آناتولی بازگو کرد.
وی در این گفتگوی اختصاصی اظهار داشت:
سال 2014 خانه ما در شرق دمشق را بمباران و بر اثر اصابت ترکش به ستون فقراتم فلج شدم. ما را به بیمارستان بردند، اما به غیر از نگهداری، هیچ اقدامی برای درمان ما انجام ندادند. حتی درب اتاق بستری را به روی ما بسته بودند.
چندی بعد مرا به مرکز بازجویی انتقال دادند. در زندان رژیم اسد چیزهای زیادی را دیدم. هر روز آرزوی مرگ میکردم. مریض بودم، اما هیچ امکاناتی برای خوابیدن وجود نداشت.
دخترانم را هم گرفتند. یکی از آنها بچه داشت. خواستم که دخترانم را آزاد کنند و هر کاری که دلشان میخواهد با من انجام دهند. ما کاملا بیگناه بودیم. پس از دو سال آزادمان کرده و به ادلب فرستادند.
آنها مشقت زیادی کشیدند. تشنه و گرسنه در سلولهای انفرادی حبس میشدند. جوانان دیگری نیز بودند که تا حد مرگ شکنجه میشدند. من فقط میتوانستم برای آنها دعا کنم.
در زیرزمین بودیم و آفتاب را نمیدیدیم. 19 نفر در یک اتاق 1.5 متری. امکان خواب هم برای ما وجود نداشت. دقیقا به مانند یک اسیر بودیم. دیگر صبری برایمان نمانده بود و آرزوی مرگ میکردیم.
برای شدیدترین بیماریها هیچ دارویی داده نمیشد و میگفتند بمیرید. آب توالت را برای نوشیدن میدادند و غذایی وجود نداشت. انواع حشرات هم در سلولها بود. هرچه از وضعیت غیرقابل تحمل زندان بگویم، باز کم است.
چیزی که بسیار بیشتر اذیتم میکرد صدای شکنجه بود. نمیتوانم آن را فراموش کنم. صدای شکنجه جوانان و زنان رهایم نمیکند. اجساد بسیاری را در زندان دیدم. جسد جوانان را داخل پتو پیچانده و انداخته بودند.
اجساد مثله و چشمان از حدقه خارج شده بود. کودکان بسیاری نیز از مادر جدا و به مکان نامعلومی منتقل میشدند. بالاخره بعد از دو سال و یک ماه آزاد شدیم. رژیم خانه و کاشانه ما را تصرف کرد. خدا حق مظلومان را از ظالمان خواهد گرفت.»