تهران/ حمیدرضا ابراهیمی/ خبرگزاری آناتولی
عراق طی دو ساله گذشته شاهد تحولات سریعی در زمینه داخلی و موضعگیریهای بینالمللی بوده است. شروع اعتراضات فراگیر در مناطق شیعهنشین عراق در سال 2019 و فشار بر احزاب حاکم باعث شده است تا نیروهای سیاسی این کشور از لحاظ اتحادهای داخلی و حمایتهای بینالمللی شرایط متفاوتی را تجربه کنند.
در همین راستا، نیروهای عراقی نزدیک به ایران دورهای از انزوا را تجربه میکنند، چون از نگاه بخشی از جامعه عراق، این نیروها مسبب ناکامیهای اخیر کشورشان هستند. در عین حال، نیروهای دارای فاصله با ایران نیز ضمن کسب موفقیت نسبی در انتخابات میکوشند با کمترین تنش ممکن، این مرحله از تحولات سیاسی عراق را پشت سر بگذارند، اما هر کدام از این نیروها و حامیان بینالمللی آنان شرایط متفاوتی را پیش رو دارند. ارتباط ایران با آنچه امروز در عراق میگذرد نیاز به شرح و بسط موقعیت احزاب سیاسی حاکم در انتخابات و نحوه مناسبات آنان با تهران دارد.
![]()
در بین طیفهای شیعی، ائتلاف «سائرون» به رهبری مقتدی صدر موفق شده است تا جایگاه نخست را میان شیعیان به دست آورد. طیف او در عین اینکه نیرویی مقابل ایران محسوب نمیشود، اما میان طیفهای شیعی عراق بیشترین فاصله را با تهران دارد. این فاصلهگذاری نیز به این هدف است که از تبعات موضع منفی مردم عراق نسبت به احزاب نزدیک به تهران در امان باشد.
اینکه صدر در ناکامیهای دولتهای کنونی عراق چقدر نقش داشته، بحثی جداگانه است. از دیدگاه قشری از مردم عراق، او از احزاب حاکم شیعی نزدیک به تهران جدا و کمتر در ناکامیهای اخیر شریک بوده است. از این رو، با فاصله زیادی او را به دیگر طیفها ترجیح میدهند. بعد از صدر، نوبت به ائتلاف «دولت قانون» میرسد که حدود نصف «سائرون» در پارلمان کرسی دارد. ائتلاف دولت قانون، طیفی کلاسیک از نیروهای مبارز دوران صدام است که طبیعتا به ایران نزدیک هستند و در عین حال به خاطر ملاحظات بروکراتیک و مدیون بودن به آمریکا برای رسیدن به حاکمیت در عراق نمیتوانند نیرویی مقابل غرب تعریف شوند.
تهران طبیعتا «دولت قانون» را به طیف سائرون ترجیح میدهد، چون هرگز موضعگیری علنی علیه ایران نداشته و این کشور نیز در مقابل آنان را برای موضع خود در قبال غربیها سرزنش نکرده است و حتی از این نزدیکی در جهت حل مشکلات خود با غرب نیز استفاده میکند. کما اینکه یک دور از مذاکرات هستهای تهران با غرب در بغداد برگزار شد.
این ویژگی گروههایی چون دولت قانون و شخص نوری المالکی، آنها را به عناوینی مطلوب برای آمریکا در دوران اوباما تبدیل کرده بود، تا جاییکه غرب او را به فردی بسیار نزدیکتر به خود، مانند ایاد علاوی ترجیح داد، چون میخواست از خاصیت نزدیکی او به ایران برای آرامسازی عراق استفاده کند. موضوعی که در دولت جو بایدن هم بدون طرفدار نیست، اما جو ضد المالکی در میان کردها و سنیها در دوران پس از سقوط موصل و پیشروی داعش و ایضا سابقه درگیری او با صدر در بصره باعث شده است که احزاب عراقی مطلقا میلی به موفقیت او (المالکی) نداشته باشند.
طرف مطرح دیگر، ائتلاف «الفتح» است که چیزی حدود دو سوم کرسیهای خود را از دست داده و عملا نمیتواند عرض اندام خاصی در میان گروههای عراقی انجام دهد، مگر اینکه در ائتلافهای بعدی بتواند به اندازه کرسیهای خود در کابینه مشارکت کند. موضوعی که طیف هادی العامری در ائتلاف فتح را به این نحو تضعیف کرد، وجود این ذهنیت در اذهان عراقیها بود که او نزدیک به ایران است. مسئولیت ناکامیهای اخیر عراق نیز به احزاب نزدیک به تهران مربوط میشود.
برخی کنش و واکنشهای میان نیروهای شبهنظامی و دولت مصطفی الکاظمی به دلیل دستگیری برخی عوامل حمله به سفارت آمریکا نیز در تشدید این حساسیت بیتاثیر نبوده است. در میان دو طیف پیروز حزب دموکرات کردستان و ائتلاف محمد الحلبوسی (رئیس پارلمان) نیز باید گفت که اربیل عملا دامنهای از تصمیمات آمریکا محسوب میشود و طیف وی (الحلبوسی) نیز علیرغم آنکه در دور قبل با تشویق ایران با ائتلاف «الفتح» همپیمان شد، اما در نهایت نمیتواند خود را خارج از دایره همپیمانی با غرب تعریف کند.
فرآیند تشکیل دولت آینده عراق بسیار پیچیده و چند عاملی است. فرم مدنظر تهران اینطور است که ابتدا تکلیف نخستوزیری عراق در میان همه طیفها مشخص شود و سپس با ائتلافهای پیروز کردی برای تعیین نخستوزیر و رئیس مجلس توافق شود، چون احزاب شیعی هنوز اکثریت مجلس را در اختیار دارند. در این فرم ایران میتواند تاثیرگذاری نیروهای صدری را کاهش دهد، چراکه اتحاد «الفتح» با «دولت قانون» و برخی مستقلین و احزاب خرد میتواند اکثریت صدریها را به چالش بکشد.
برای پیشبرد این فرم، ابزارهای سیاسی متعددی نیز وجود دارد. طبیعتا نیروهای صدری ممکن است در شرایطی مایل باشند بدون رجوع به تمام شیعیان و با اتحاد دو طیف کردی و سنی تشکیل کابینه بدهند و ورود آنها به چنین زمینهای به این راحتی نباشد. ممکن است پالسهایی به کردها و سنیها ارسال شود. اختلاف کلیه شیعیان، بهویژه نیروهای «الفتح» بر روی نام نخستوزیر میتواند به عدم پایبندی برخی واحدهای نظامی موسوم به «مقاومت» به چارچوب دولت منجر شود و به مسئله امنیت مناطق سنینشین و اقلیم کردستان ربط پیدا کند. در اینصورت، اقلیم کردستان که تجربه حملات متعدد به فرودگاه اربیل را دارد و یا طیف سنینشین که باید در نینوا و کرکوک و دیگر مناطق با برخی واحدهای حشدالشعبی تعامل کند در تصمیم خود تامل بیشتری خواهند کرد.
![]()
موضوع بعدی نحوه برخورد غرب خصوصا آمریکا است. موقعیت فعلی تا حد زیای ناشی از فشارهای ترامپ بر متحدان ایران در عراق است. دولت ترامپ هزینههای فراوانی را برای این موقعیت متحمل شد، اما اینکه بایدن تا چه حدی قصد ادامه رویه قبلی را دارد، شدیدا مورد تردید است. آمریکا در شرایط فعلی این امکان را دارد که با تشویق کردها و سنیها برای ائتلاف با صدریها بتواند اکثریت پارلمانی را کسب کند و بدون نیازی به تایید متحدان ایران تشکیل کابینه دهد که از زمان اشغال عراق در سال 2003 تاکنون سابقه داشته است.
این موضوع به مرحله سیاسی ختم نمیشود. قدرت برخی طیفهای سیاسی شیعی تنها محدود به تعداد کرسیهای آنان در مجلس نیست و برخی از این گروهها همانطور که در بیانیههایشان دیده میشود این آمادگی را دارند که مسئله را از مرحله سیاسی به مقابله امنیتی منتقل کنند. تشکیل دولت اکثریت بدون حضور این گروهها و طیفهایی مانند «دولت قانون» میتواند پتانسیل آنان برای حرکت خارج از مدار دولت را تقویت کند.
واشنگتن اگر قصد تشکیل دولتی بدون حضور متحدان ایران را دارد، ابتدا باید کاملا به کردها و سنیها برای امنیت آنان، اطمینان دهد و در مرحله بعدی نیز خود را برای موجی از حملات علیه منافع آمریکا آماده کند. با توجه به سکوت نسبتا مطلق دولت بایدن در قبال حملات علیه اربیل و حتی پایگاه آمریکا در «التنف» سوریه، به نظر میرسد واشنگتن میلی به این گزینه (تشکیل دولت عراق بدون حضور متحدان ایران) ندارد.
از سوی دیگر، سیاست کلی آمریکا در قبال تهران به علت بلاتکلیفی پرونده هستهای ایران فعلا مبهم است و قادر به اتخاذ یک تصمیم کلی در قبال این کشور نیست. در این شرایط آمریکای بایدن به تبعیت از دیپلماسی اوباما در عراق، بیمیل به تعیین فردی مثل المالکی برای برقراری آتشبس سیاسی با تهران نیست، اما همانطور که ذکر شد ترکیب آرا و بلوکهای سیاسی و سابقه منفی او این امکان را از آمریکا گرفته است. بدین ترتیب، به نظر میرسد تهران هم شکست متحدانش در عراق را بپذیرد و واقعیت صدرنشینی جریان صدر را به رسمیت بشناسد و آمریکا نیز تا حدی قبول کند که تشکیل کابینه اکثریت تبعاتی دارد که بایدن فعلا قادر به پذیرش آن نیست.
![]()
از این رو، بهترین مهرهای که میتواند این دو سمت میدان را به هم متصل کند همانطور که در دو سال اخیر انجام داده، شخص مصطفی الکاظمی است. وی در دو سال اخیر بسیار کوشیده به صدر نزدیک شود و در عین حال با درگیریهای گاه و بیگاه خود با شبهنظامیان التزام خود به تامین امنیت ایالات متحده آمریکا در عراق را نشان داده است. سفر او بهعنوان اولین میهمان خارجی سید ابراهیم رئیسی نیز از تعامل مثبت او با تهران خبر میدهد. در واقع، ایران الکاظمی را گزینه کمضررتر و نه ایدهآل محسوب میکند و پذیرش او از قبول یک دولت اکثریت منهای «دولت قانون» و «الفتح» مناسبتر است. در عین حال حوادث ایام آتی میتواند این معادلات را عوض کند، اما سیر کلی روند سیاسی عراق به نظر در میانمدت تغییر ریشهای و انفجاری پیدا نخواهد کرد.
[حمیدرضا ابراهیمی، روزنامهنگار حوزه جهان عرب و خاورمیانه و کارشناس ارشد حقوقبشر است.]
*نکات مندرج در این نوشته بیانگر دیدگاه نویسنده است و الزاما بازتاب رویکرد خبرگزاری آناتولی نیست.
news_share_descriptionsubscription_contact



